جستجو در   
امکانات

بررسی ابعاد نارضایتی زناشویی زنان و مردان متقاضی طلاق در شهر اصفهان
پدیدآورنده : ثنایی ذاکر، باقر-باقریان نژاد، زهرا
بازدید : 3708
تاریخ درج : 1385/12/21
منبع :

 

بررسی ابعاد نارضایتی زناشویی زنان و مردان متقاضی طلاق در شهر اصفهان


چکیده

تحقیق حاضر به بررسی و مشخص سازی ابعاد نارضایتی زناشویی زنان و مردان متقاضی طلاق در شهر اصفهان پرداخته است.انی تحقیق روی 40 زن و 40 مرد درخواست کننده طلاق از دادگاههای خانواده شهر اصفهان، که به طور تصادفی انتخاب شده اند، صورت گرفته است.ابزار اندازه گیری پرسشنامه رضایت زناشویی( ENRICH )بوده است.نتایج این تحقیق نشان می دهد که در ابعاد؛ارتباط، حل تعارض، مدیریت مالی، فعالیتهای اوقات فراغت، رابطه جنسی، فرزند و فرزندپروری، جهتگیری مذهبی و نیز نارضایتی کلی زناشویی بین زنان و مردان متقاضی طلاق تفاوت معناداری وجود ندارد، اما در ابعاد مسائل شخصیتی، خانواده و دوستان، نقشهای مساوات طلبی تفاوت بین زنان و مردان متقاضی طلاق در سطح 05/0> P معنادار است.

کلید واژه ها:نارضایتی، زناشویی، زنان، مردان، طلاق.

(1)-دانشیار گروه مشاوره دانشگاه تربیت معلم تهران.P}

(2)-کارشناس ارشد مشاوره.P}

مقدمه

در سالهای اخیر در اکثر کشورهای جهان و از جمله ایران ساختار خانواده ها دچار تغییر شده است، بنیان خانواده ها چنان سست گشته که دیگر به ندرت مرگ می تواند بین زوجها جدایی افکند.آمار طلاق و خشونتهای خانوادگی هر ساله رو به افزایش است (میرخشتی، 1375).

نگاهی به وضعیت خانواده ها در کشورهای غربی و به ویژه آمریکا نشان می دهد که اکثر قتل ها ریشه خانوادگی دارد، میزان زد و خوردهای خانوادگی و طلاق به شدت افزایش یافته است.فحاشی، ضرب و شتم و به عبارت دقیق تر خشونت در خانواده به عنوان یکی از عمده ترین نگرانیهای اجتماعی درآمده است(ویگینز، 1994؛به نقل از صالحی فدردی، 1378).

گرچه در کشور ما به دلیل اعتقادات مذهبی، بافت خاص فرهنگی، ارزشهای اخلاقی شایع و حاکم، شدت مشکلات خانوادگی به اندازه برخی کشورهای دیگر نیست، با وجود این بروز مشکلات و نارضایتی های مختلف در این رابطه را نمی توان مورد اغماض قرار داد، گزارشهای اخیر از افزایش میزان اختلاف، خشونت و طلاق در کشور حکایت می کنند(صالحی فدردی، 1378).

آمکار منتشره از دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی اداره ثبت احوال استان اصفهان طی یک دهه گذشته روند رو به رشد طلاق در شهر اصفهان را نشان می دهد، به گونه ای که موارد طلاق از 1179 مورد در سال 1371 به 3149 مورد در سال 1379 رسیده است. مقایسه آمار طلاق در شهرهای مختلف کشور در سال 1379 نیز حاکی از افزایش موارد طلاق در شهرهای پرجمعیت تر است.دفتر آمار اطلاعات و جمعیت کشور(به نقل از صادقی، 1380)اعلام داشت که در سال 1379 استانهای تهران، خراسان، فارس، اصفهان و مازندران بیشترین آمار طلاق را داشته و به ترتیب رتبه های اول تا پنجم را در کشور به خود اختصاص دادند.

اصولا زندگی زوجها تحت تأثیر فشارهای مختلفی از بیرون و داخل خانواده در معرض خطر فروپاشی و طلاق قرار دارد.کارتر و مک گلدریک 1P}(1980)به نقل از یانگ (1)- Carter

Mc Goldrick P}

و لانگ(1998)به سه دسته عوامل فشارآور در زندگی مشترک اشاره کرده اند: 1-عوامل فشارآور عمودی 1P}یعنی ادراکاتی که هر فردی از خانواده اصلی خود به رابطه زناشویی می آورد و متأثر از نسلهای گذشته و شجره خانوادگی است.2-عوامل فشارآور افقی 2P}تحولات قابل پیش بینی چرخه زندگی مثل تولد فرزندان، بالغ شدن فرزندان، ترک والدین، و نیز حوادث غیر قابل پیش بینی مثل مرگ غیر منتظره، تصادف یا بیماریهای مزمن 3-عوامل فشارآور سطح سیستم ها 3P}که شامل عوامل فشارآور اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، مذهبی، اقتصادی، تأثیر اعضای خانواده گسترده، گروههای کاری، سازمانها و دوستان در زندگی زناشویی زوجها هستند.

سابقه تحقیق

درباره ابعاد نارضایتی زناشویی در زنان و مردان متقاضی طلاق و مقایسه این ابعاد با یکدیگر و نیز مقایسه نارضایتی کلی در افراد متقاضی طلاق تاکنون هیچ گونه تحقیق جامعی در داخل و خارج از کشور صورت نگرفته است.عموما تحقیقات موجود، در زمینه بررسی یک یا چند بعد از ابعاد زندگی زناشویی است.از جمله تحقیقات انجام شده در ایران می توان به تحقیقات وکیلی(1368)، ملازاده(1372)، سلیمانیان(1373) موسوی(1374)، علی اسماعیلی(1374)، مهدویان(1375)، براتی(1375)، بنی اسدی(1375)، صادقی(1380)و مرادی(1380)اشاره کرد.

تحقیقات انجام شده در زمینه رضایت و نارضایتی زناشویی در کشورهای غربی و به ویژه آمریکا وسعت و دامنه زیادی داشته و در سالهای اخیر به ویژه از دهه 1990 به بعد رشد چشمگیری یافته است و عوامل مختلفی چون روان شناختی، متغیرها و روندهای جمعیت شناختی، وظایف والدینی، سلامت فیزیکی، آسیب شناسی روانی و یا ترکیبی از آنها را در بر می گیرد.

از جمله تحقیقات انجام شده در بعد مسائل شخصیتی 4P}می توان به تحقیقات آیزنک و ویک فیلد 5P}(1981)، بورکس و والین 6P}(1953)، جانسون و هریس 7P}(1980؛به

نقل از بنی اسدی، 1375)، تحقیقات بری 1P}(1970)، آدامز 2P}(1986)، و شافر 3P}(1996؛ به نقل از صادقی، 1380)، تحقیقات اولری و اسمیت(1991)، ویس و هیمن 4P}(1990)، ماتیز، وایکراما و کانجر 5P}(1996)، پسکه و برادبری(1998)و نیز تحقیقات گلس و رایت 6P}(1992؛به نقل از یانگ و لانگ، 1998)اشاره کرد.

شایعترین مشکلی که زوجهای ناراضی مطرح می کنند، عدم موفقیت در برقراری ارتباط 7P}است، اگر همسران مسائل خود را با یکدیگر مطرح نکنند و به راه حل مثبتی که هر دوی آنها با آن توافق داشته باشند؛نایل نشوند، عدم بیان صمیمیت می تواند منجر به تنش در رابطه و یا ختم آن شود.در این زمینه تحقیقات زیادی صورت گرفته است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:مطالعات راش، بری، هرتل و سوین 8P} (1974)، هنیز، چیوز و ساموئل 9P}(1984)، جکوبسون و مور 10P}(1981)، مارکمن 11P} (1981)، رابین 12P}(1977)، پاتریک و بادزیسنکی 13P}(1994؛به نقل از گاتمن، مارکمن و نوتاریس 14P}1997؛و به نقل از مهدویان، 1375).تحقیقات پلچتی، کاتاریر، کوت، روی 15P}(1996)، بیرچلر، ویس، وینست 16P}(1975)، فلوید 17P}، مارکمن(1984؛به نقل از بیلیدان و مولی، 1997)، ریسمن 18P}(1990؛به نقل از برانون، 1999).

همه زوجها سطوحی از تعارض را تجربه می کنند، عدم آگاهی یا عدم توانایی زوجها برای حل تعارض 19P}موجب کاهش ثبات روابط و افزایش خاتمه رابطه می شود. در این زمینه نیز تحقیقات چندی صورت گرفته که می توان به تحقیقات کورین، و روف و فلد 20P}(1983)، تحقیقات بورکس و والین، برایکلر و کلی 21P}(1979)و گاتمن(1979؛

به نقل از میرخشتی، 1375)، ونیز مطالعات باس 1P}(1991)، تامپسون و واکر 2P}(1989؛ به نقل از برانون، 1999)و نیز تحقیق روبرتز(2000)اشاره کرد.

فشارها و مشکلات اقتصادی 3P}از قبیل بیکاری و نداشتن درآمد، درآمد پایین، عدم ثبات شغلی و غیره ممکن است باعث فشار، خصومت، تیرگی روابط زناشویی و در نهایت طلاق گردد.در این زمینه می توان به تحقیقات لوینجر 4P}(1976)، کانجر و دیگران(1990؛به نقل از کارلسون 5P}و همکاران، 1378)، تحقیقات سات و سپیتز 6P} (1986)، گرینشتاین 7P}(1990؛به نقل از رایس 8P}، 1996)، اجرای پروژه مطالعاتی ایالت آیوا با کمک کانجر و همکاران، یافته های استراس 9P}(1990)، کاتالانو 10P}(1991)، بامپاس، کاسترو، مارتین و سویت 11P}(1991)، رابین(1994)، همچنین تحقیقات هافمن و دانکن 12P}(1995)، سایت و لوید 13P}، تزنگ و میر 14P}(1995)، هیدرمن، ساملینوا و اوراند 15P}(1998)، راجرز 16P}(1999؛به نقل از وایت 17P}و راجرز، 2000)اشاره کرد.

نیاز به داشتن اوقات فراغت 18P}مشترک یک نیاز اساسی برای عموم زوجها است، غفلت از این مسأله ممکن است باعث عدم رضایت زناشویی گردد از تحقیقاتی که در این مورد صورت گرفته است، می توان به تحقیق پاریس و لاکی 19P}(1991؛به نقل از بنی اسدی، 1375)و مطالعه گسترده ریسمن(1990؛به نقل از برانون، 1999)اشاره کرد.

یکی از ابعاد مهم رضایت در زندگی زناشویی و عامل تداوم بخش ازدواجها، کیفیت برقراری رابطه جنسی 20P}و میزان رضایت از آن است.در این زمینه می توان به تحقیقات اسمیت، بکر، بیرن، پریزبیلا 21P}(1992)، ماریوس، استریکت و هامر 22P}(1992)، توکر و اوگرادی 23P}(1991؛به نقل از صالحی فدردی 1378)و همچنین مطالعه ملی وایت

و کیث 1P}(1990؛به نقل از روبرتز، 2000)اشاره کرد.مطالعات انجام شده در دهه 1990 نیز نشان دهنده رابطه بالای رضایت زناشویی و رضایت جنسی است کاپچ، کامستات 2P}(1990)، ادواردز، بوث و گریلی 3P}(1991)، کردک 4P}(1991)، اوگینز و همکاران(1993)، هاویلا- مانیلا 5P}، و هندرسون کینگ و ورآف 6P}(1994)، لارنس و بایرز 7P}(1995)، ورآف، دوان، هچت 8P}(1995)، کانتیلا 9P}(1997؛به نقل از کریستفر و سپرچر 10P}، 2000).

وجود یا عدم وجود بچه در زندگی زن و شوهر اغلب ممکن است منشأ مشکلاتی در روابط زناشویی گردد.در این مورد، می توان از تحقیقات انجام شده زیر نام برد:تحقیقات فلومن 11P}(1971)، رولین و کانون 12P}(1974)، اسپانیز، لویس و کول 13P} (1975؛به نقل از سیف، 1368)، مطالعات وینچ 14P}و دیگران(1974)، وشلزینگر 15P} (1990؛به نقل از سلیمانیان، 1373)، هیتون 16P}(1990؛به نقل از رایس، 1996).

دخالتها و اعمال نفوذ افراد خانواده زن و شوهر، همچنین دوستان آنها ممکن است در بروز تعارضات و نارضایتی های زناشویی و دامن زدن هر چه بیشتر به آنها نقش اساسی داشته باشد.مطالعات ترمن 17P}(1938؛به نقل از رایس، 1996)، بوئن 18P} (1974؛به نقل از ثنایی، 1378)، وینچ و دیگران(1974)و نیز تحقیقات مارکوسکی و گرین وود 19P}(1984؛به نقل از سلیمانیان، 1373)همگی مؤید این رابطه می باشند.

کار بسیاری از زوجها بر سر تقسیم وظایف و اینکه کدام یک موظف به انجام چه مسؤولیتهایی هستند به اختلاف می کشد.با بی اعتبار شدن تدریجی نقشهای سنتی زن و مرد، تعیین مسؤولیتهای زن و شوهر در قبال هم دشوار شده است.تأثیر نقشهای مساوات طلبی 20P}و رابطه آن با میزان نارضایتی زناشویی را می توان در تحقیقات زیر نظاره کرد:میشل 21P}(1971)، بلامشتاین و شوارتز 22P}(1983)، پیپلووگوردون 23P}(1985)، بنین و

آنگوستانلی 1P}(1988)، پیپلو، کمپل و سایتل 2P}(1989؛به نقل از برانون، 1999)و مطالعات لیتل و بورکس 3P}(1983؛به نقل از بنی اسدی، 1375).

اختلاف مذهبی، عقیدتی و ارزشی زوجها اغلب ممکن است زمینه ساز مشاجرات و نارضایتی های زناشویی گردد.عدم هماهنگی و همفکری مذهبی و ارزشی با گذشت سالهای زناشویی افزایش می یابد و بگومگوهای دایمی را سبب می شود. تحقیقات زیادی به بررسی رابطه مذهب و نارضایتی زناشویی پرداخته اند که از آن جمله می توان به تحقیقات زیر اشاره کرد:تحقیقات گلن و سوپانسیس 4P}(1984)، هیتون، آلبرت و مارتین 5P}(1985)، برادبر و نزمر 6P}(1986)؛به نقل از رایس(1996)، کوتلر 7P} (1963)، استفان و برادفورد 8P}(1983؛به نقل از سلیمانیان، 1373)، و بوگال 9P}(به نقل از نوابی نژاد، 1379).

روش

نمونه تحقیق

پژوهش حاضر، پژوهشی توصیفی است که با شیوه میدانی یا پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه زنان و مردان 40-25 ساله متقاضی طلاق شهر اصفهان بوده است، که دست کم 2 سال از ازدواجشان گذشته، حداقل یک فرزند داشتند و برای گرفتن طلاق به دادگستری اصفهان مراجعه کرده بودند.از بین افراد جامعه آماری 40 مرد و 40 زن که برای طلاق به دادگستری اصفهان مراجعه کرده بودند، به طور تصادفی به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند.

فرضیه های تحقیق

این تحقیق دارای یک فرضیه اصلی و ده فرضیه فرعی است.

فرضیه اصلی:زنان و مردان متقاضی طلاق در نارضایتی کلی زناشویی با هم تفاوت معنادار دارند.

فرضیه های فرعی:زنان و مردان متقاضی طلاق در ابعاد مختلف زندگی زناشویی

1-مسائل شخصیتی، 2-ارتباط، 3-حل تعارض، 4-مدیریت مالی، 5-فعالیتهای اوقات فراغت، 6-رابطه جنسی، 7-فرزند و فرزندپروری، 8-خانواده و دوستان، 9-نقشهای مساوات طلبی، 10-جهتگیری مذهبی با هم تفاوت معنادار دارند.

ابزار تحقیق

در این تحقیق از پرسشنامه رضایت زناشویی( ENRICH ) 1P}استفاده شد.این پرسشنامه به کمک دیوید اچ.اولسون، دیوید جی.فورنیر 2P}، جان ام.دارکمن 3P}تهیه شد و هدف از آن تعیین حیطه های کاری و نقاط ضعف و قوت روابط زناشویی است.این پرسشنامه دارای فرم 115 سؤالی و 125 سؤالی است.در این تحقیق از فرم 115 سؤالی استفاده شد که 12 خرده مقیاس دارد که بجز مقیاس اول که 5 سؤالی است سایر مقیاس ها 10 سؤالی هستند، این پرسشنامه از اعتبار 4P}و روایی 5P}بالایی برخوردار است.ضرایب آلفای «پرسشنامه انریچ»در گزارش اولسون، فورنیر و دراکمن(1989)برای خرده مقیاس های مسائل شخصیتی، ارتباط، حل تعارض، مدیریت مالی، فعالیتهای اوقات فراغت، رابطه جنسی، فرزند و فرزندپروری، خانواده و دوستان، نقشهای مساوات طلبی به ترتیب از این قرار است:81/0، 73/0، 68/0، 75/0، 74/0، 76/0، 48/0، 77/0، 72/0، 71/0 در پژوهش حاضر ضرایب آلفای خرده مقیاس های بالا به ترتیب عبارت اند از: 86/0، 81/0، 89/0، 90/0، 87/0، 83/0، 89/0، 87/0، 92/0، 84/0 ضریب آلفای این پرسشنامه در فرم کوتاه 48 سؤالی میرخشتی 92/0، در فرم 47 سؤالی سلیمانیان 95/0 و در روش بازآزمایی مهدویان 94/0، گزارش شده است.این پرسشنامه همچنین از روایی سازه 6P}و ملاک 7P}خوبی برخوردار است.ضریب همبستگی این پرسشنامه با مقیاس های رضایت خانوادگی از 41/0 تا 60/0 و با مقیاس های رضایت زندگی از 32/0 تا 41/0 است که نشانه روایی سازه آن است، کلیه خرده مقیاس های این پرسشنامه زوجهای راضی و ناراضی را متمایز می کنند و این نشان می دهد که روایی ملاک این پرسشنامه نیز بالا است(ثنایی، 1379).

روش تحلیل داده ها3

روش آماری مورد استفاده در این تحقیق در دو سطح آمار توصیفی 1P}و آمار استنباطی 2P} انجام گرفت.در سطح آمار توصیفی از فراوانی و درصد به صورت جدول و نمودار و در سطح آمار استنباطی از آزمون t گروههای مستقل استفاده شد.

نتایج تحقیق

تحلیل ویژگیهای جمعیت شناختی زنان و مردان متقاضی طلاق در این تحقیق نشان می دهد که اکثر متقاضیان زن 35-30 و مرد 40-35 ساله می باشند.بیشترین متقاضیان طلاق زن تحصیلات دیپلم و فوق دیپلم دارند و مردان اکثرا لیسانس هستند.زنان خانه دار و مردان شاغل آزاد بیشتر خواهان متارکه هستند.اکثر زنان متقاضی طلاق هم خود و هم همسرانشان کمتر از 100000 تومان درآمد ماهیانه دارند و در مقابل اکثر مردان متقاضی طلاق درآمد کمتر از 100000 و همسرانشان 150000 تومان به بالا درآمد داشتند.نتایج این تحقیق همچنان نشان می دهد که اکثر زنان متقاضی طلاق 1 تا 2 فرزند داشته اند، ولی مردان اکثرا تک فرزند بوده اند.نتایج به دست آمده در مورد مدت ازدواج نیز حاکی است که اکثر زنان متقاضی طلاق 5 تا 10 سال از ازدواجشان می گذرد، در حالی که اکثر مردان 2 تا 5 سال از ازدواجشان می گذشت.

نتایج به دست آمده از آزمون t در مورد آزمون فرضیات تحقیق نشان داد که زنان و مردان متقاضی طلاق تنها در بعد مسائل شخصیتی، خانواده و دوستان، و نقشهای مساوات طلبی با هم تفاوت معنادار دارند و در سایر ابعاد زندگی زناشویی یعنی بعد ارتباط، حل تعارض، مدیریت مالی، فعالیتهای اوقات فراغت، رابطه جنسی، فرزند و فرزندپروری، و جهتگیری مذهبی تفاوت معناداری بین زنان و مردان متقاضی طلاق وجود ندارد.همچنین نتایج نشان داد که در نارضایتی کلی زناشویی نیز بین مردان و زنان متقاضی طلاق تفاوت معناداری وجود ندارد.بنابراین 3 فرضیه از فرضیه های یازده گانه این تحقیق تأیید شد.نتایج حاصل از آزمون t را می توان در جدول 1 مشاهده کرد.

(1)- Descriptive statistics P}

(2)- Inferential P}

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

به منظور بررسی میزان نارضایتی زناشویی زنان و مردان متقاضی طلاق بر حسب جنسیت آنها از آزمون خی دو(2^ x ) 1P}استفاده شد.نتایج این آزمون نشان داد که خی دو (2^ x )مشاهده شده، از مقدار بحرانی جدول در سطح خطای 05/0 بزرگتر است و بنابراین بین متغیر جنسیت و نارضایتی زناشویی رابطه وجود دارد، یا به عبارت دیگر میزان نازضایتی زناشویی مردان بیش از نارضایتی زنان می باشد.نتایج آزمون خی دو (2^ x )در جدول زیر مشاهده می شود.

جدول 1-مقایسه ابعاد نارضایتی زناشویی زنان و مردان متقاضی طلاق

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

جدول 2-میزان نارضایتی زناشویی متقاضیان طلاق بر حسب جنسیت آنها

بحث و نتیجه گیری

به طور کلی نتایج این پژوهش نشان می دهد که زنان و مردان متقاضی طلاق در بیشتر ابعاد زندگی زناشویی ابراز نارضایتی می کنند، این ابعاد عبارت اند از:بعد مسائل شخصیتی، ارتباط، حل تعارض، مدیریت مالی، فعالیتهای اوقات فراغت، رابطه جنسی، فرزند و فرزندپروری، خانواده و دوستان، نقشهای مساوات طلبی، جهتگیری مذهبی. نتایج آزمون t نشان می دهد که زنان و مردان متقاضی طلاق از میان این ابعاد در بعد مسائل شخصیتی، خانواده و دوستان و نقشهای مساوات طلبی با هم تفاوت معنادار دارند.در بعد مسائل شخصیتی نارضایتی زنان بیش از مردان است.

از مهمترین عوامل اقدام زنان برای طلاق اعتیاد، زورگویی، خشونت و عدم تعهد مردان نسبت به خانه و خانواده است.اعتیاد، دستگیری و زندانی شدن سرپرست خانواده تأثیرات منفی زیادی بر خانواده می گذارد و فشارهای زیادی را از جهت اقتصادی، عاطفی، فرهنگی و اجتماعی بر خانواده تحمیل می کند و در نهایت شالوده خانواده را سست می کند و آن را در معرض فروپاشی و انحلال قرار می دهد.توسل به

خشونت و زورگویی مردان از جمله مواردی است که زنان به عنوان عامل نارضایتی در مسائل شخصیتی همسران خود ذکر کرده اند از نظر تاریخی، خشونت علیه زنان در ازدواج، حتی قبل از ازدواج، در اغلب جوامع در زمانهای مختلف امری پذیرفته شده است(گلیس و کرنل، 1990؛به نقل از برانون، 1999).توسل به خشونت و زورگویی گرچه ممکن است در بعضی موارد در کوتاه مدت مؤثر باشد، اما سرانجام منجر به خصومت و ترک رابطه می شود.عدم تعهد نسبت به رابطه و حفظ آن که معمولا از طرف مردان صورت می گیرد یا آغاز می شود یکی از عوامل مهم در بعد مسائل شخصیتی است که ممکن است منجر به نارضایتی زوجه و طلاق گردد.محققان بسیاری نشان داده اند که مشکلات و مسائل شخصیتی از جمله منابع مهم در ایجاد نارضایتی و ناسازگاری زناشویی است.اولری و اسمیت(1991)، ویس و هیمن(1990)تعاملات منفی در دو دهه اول زندگی زناشویی را قویترین عامل در ایجاد نارضایتی زناشویی می دانند.مطالعات طولی اخیر ماتیوز، ویکراما، کانجر(1996)و تحقیقات پسکه و برادبری(1998)نیز نشان می دهد که رفتارهای خصومت آمیز نقش فرسایشی در رضایت زناشویی دارند و عاقبت منجر به جدایی می شود.نتایج حاصل در بعد مسائل شخصیتی با نتایج تحقیقات بورکس و والین(1953؛به نقل از بنی اسدی، 1375)مبنی بر رابطه منفی رفتار تکانه ای مردان و نوروزگرایی زنان یا هر دو بر کیفیت رابطه زناشویی، و تحقیق جانسون و هریس(1980؛به نقل از همان منبع)در رابطه با رفتار تکانه ای و ناسازگاری زناشویی و همچنین تحقیق آدامز(1986؛به نقل از صادقی، 1380)درباره ارتباط بین ناپایداری هیجانی و بی قراری با سازگاری زناشویی هماهنگ می باشد.نتایج این پژوهش نیز با نتایج به دست آمده از پژوهشهای ملازاده(1372)، علی اسماعیلی(1374)، میرخشتی(1375)، بنی اسدی(1375)، نورخانی(1377)، مصاحبی(1378)، و صادقی(1380)در مورد تأثیر مسائل شخصیتی بر نارضایتی زناشویی همخوانی دارد.

در مقابل زنان که بیشتر از مسائل شخصیتی همسرانشان شاکی هستند، مردان بیشتر از رابطه همسرانشان با خانواده اصلی و دوستان، یا نقشهای مساوات طلبی آنها ناراضی اند.در شرایط نارضایتی، رابطه زوجها به ویژه زنان با خانواده اصلی خویش

افزایش یافته و به تدریج جایگزین رابطه با همسر می شود و از طرف دیگر رابطه با خویشاوندان همسر کاهش می یابد، هر یک از زوجها خانواده دیگری را عامل بر هم زننده زندگی زناشویی خود می دانند و غالبا غافل از این مسأله هستند که روابط فردی آنان با خویشاوندان خود نیز، این بی ثباتی و عدم آرامش را تشدید می کند.علاوه بر خانواده زوجها، گاه دوستان آنها نیز در بروز نارضایتی زناشویی دخیل هستند و این مسأله وقتی رخ می دهد که هر یک از زوجها رابطه محکمتری با دوست خود داشته و با او علیه همسر خود در ائتلاف باشد.به طور کلی می توان گفت در هر ازدواجی، هر کس دیگری به غیر از همسر خود فرد، به یکی از زوجها نزدیکتر باشد احتمال بروز اختلاف وجود دارد، زیرا ادامه این وضع در دراز مدت برای هیچ زن و شوهری قابل تحمل نیست.نتایج به دست آمده از این پژوهش در بعد خانواده و دوستان با تجارب بالینی (ثنایی، 1378)در زمینه نقش«خانواده اصلی»در ازدواج فرزندان، و تحقیقات وینچ و دیگران(1974؛به نقل از سلیمانیان، 1373)درباره وابستگی شدید زن و شوهر به خانواده و دوستان و رابطه آن با کاهش رضایت زناشویی همسو می باشد.تحقیقات وکیلی(1368)، براتی(1375)، و مرادی(1380)نیز حاکی از تأثیر خانواده و دوستان بر نارضایتی زناشویی می باشد.

مساوات طلبی زنان با مردان در داخل یا خارج از محیط خانه اغلب باعث نارضایتی مردان می شود به گونه ای که حتی قادر به تحمیل آن نمی شود و طلاق را به عنوان راه چاره برای پایان دادن به این جنگ قدرت می دانند.گرچه امروزه زنان و مردان معتقد به حقوق برابر، قدرت مساوی و تقسیم عادلانه وظایف بین خود می باشند ولی در شرایط تعارض و ناسازگاریهای زناشویی، این نقشها رنگ افراطی به خود می گیرد، به گونه ای که آنان به نقش خانه داری یا نان آوری خانه قانع نبوده و چیزی کمتر از کمال را نه می پذیرند و نه انتظار دارند.بدیهی است که افراد در روابطشان گاه دارای برتریهای گوناگون هستند و سعی در تحت نفوذ قرار دادن یکدیگر دارند.حالت عدم توازن در قدرت سبب می شود شخصی که بیشترین سهم را در تصمیم گیری دارد، رسیدگی بیشتری را بر فعالیتهای مشترک انجام دهد، در ازدواجهایی که یکی بر دیگری مسلط است صرف نظر از اینکه کدام یک از زوجها قدرت بیشتری دارد، هر دو احتمالا

آماج خشونت قرار می گیرند(گلیس و کرنل؛1990؛به نقل از برانون، 1999)عدم تساوی قدرت، تعارض شدید در زوجها را افزایش می دهد و هر دو را در یک خطر فزاینده قرار می دهد(برانون، 1999).نتایج این پژوهش در بعد نقشهای مساوات طلبی نشان می دهد که تقسیم کار خانه ممکن است یک منبع اصلی نارضایتی زناشویی باشد. بنین و آنگوستانلی(1998؛به نقل از برانون، 1999)معتقدند اگر این تقسیم کار غیر عادلانه باشد هر دو زن و مرد ناراضی هستند.نتایج این تحقیق با تحقیق میشل (1971؛به نقل از برانون، 1999)مبنی بر افزایش نارضایتی زن با افزایش قدرت تصمیم گیری مرد و نیز تحقیق لیتل و بورکس(1983؛به نقل از بنی اسدی، 1375)مبنی بر افزایش وظایف زنان در خانه و نارضایتی آنها همخوانی دارد.تحقیقات وکیلی (1368)، براتی(1375)نیز نتایج پژوهش حاضر را تأیید می کنند.تحلیل ویژگیهای جمعیت شناختی متقاضیان طلاق در این پژوهش نیز نشان می دهد که برتری زنان از نظر درآمد یکی از عوامل نارضایتی مردان از زندگی زناشویی و تقاضای طلاق می باشد.این مسأله را می توان از دید بلامشتاین و شوارتز(1983)، پپلو و کمپل، و سایتل(1989)، پیپلو و گوردون(1985؛به نقل از برانون، 1999)چنین توجیه کرد که اشتغال عامل تساوی قدرت در ازدواج است، زنانی که شاغل نیستند، قدرت کمتری دارند تا آنهایی که می توانند درآمدی کسب کنند.

پیشنهادها3

با توجه به اینکه در این پژوهش تفاوت بین زنان و مردان متقاضی طلاق در ابعاد مسائل شخصیتی، خانواده و دوستان، و نقشهای مساوات طلبی معنادار بوده است، پیشنهاد می شود زوجها به تشخیص علل گرایش مردان به اعتیاد، خشونت و عدم تعهد نسبت به خانه و خانواده پرداخته و راههای مقابله صحیح با مشکلات را بیاموزند.در بعد خانواده و دوستان می توان به زوجها پیشنهاد داد تا با کم کردن روابط خود با دیگران(خانواده و دوستان)، حفظ حریم روابط زناشویی خود از دخالتهای دیگران و با افزایش روابط گرم و صمیمانه با یکدیگر نارضایتی را کاهش دهند.در زمینه نقشهای مساوات طلبی نیز می توان به زوجها پیشنهاد کرد تا توازن قدرت را در رابطه زناشویی خود حفظ کنند، و به

مسائل فردی، اجتماعی، و یا اقتصادی که باعث عدم توازن قدرت در رابطه می شود، توجه داشته باشند.

بر اساس یافته های پژوهش حاضر چون اکثر مشکلات و نارضایتی های زناشویی از عدم آگاهی و یا اطلاع اندک زوجها از کم و کیف زندگی مشترک زناشویی ناشی می شود، بنابراین پیشنهاد می شود روی برنامه های آموزشی، پیشگیری و درمانی در تمامی ابعاد زندگی زناشویی و به ویژه زمینه هایی که تفاوت زنان و مردان، متقاضی طلاق معنادار است(بعد مسائل شخصیتی، خانواده و دوستان، و نقشهای مساوات طلبی) بیشتر تأکید شود.

در خاتمه ذکر این نکته و تأکید بر آن ضروری است که با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش و پژوهشهای مشابه می توان با مشخص سازی ابعاد نارضایتی زناشویی زنان و مردان متقاضی طلاق و ابعادی که تفاوت در آنها معنادار است، به اتخاذ تدابیر پیشگیرانه، مداخله ای و درمانی مناسب مبادرت کرد تا ضمن کاهش طلاق و آثار سوء آن بر فرد و جامعه، درصد ازدواجهایی موفق را افزایش داد.

منابع

براتی، طاهره.(1375)، تأثیر تعارضات زناشویی بر روابط متقابل زن و شوهر، پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره، گروه مشاوره، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رودهن.

بنی اسدی، حسن.(1375)، بررسی و مقایسه عوامل مؤثر اجتماعی، فردی و شخصیتی در زوجهای سازگار و ناسازگار شهر کرمان، پایان نامه کارشناسی ارشد روان شناسی عمومی، گروه روان شناسی، دانشگاه تربیت مدرس.

ثنایی، باقر.(1378)، «نقش خانواده های اصلی در ازدواج فرزندان»، فصلنامه تازه ها و پژوهشهای مشاوره(2).

ثنایی، باقر.(1379)، مقایسه های سنجش خانواده و ازدواج، تهران، مؤسسه انتشارات بعثت.

سلیمانیان، علی اکبر.(1373)، بررسی تأثیر تفکرات غیر منطقی(بر اساس رویکرد شناختی)بر نارضایتی زناشویی، پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره، گروه مشاوره، دانشگاه تربیت معلم تهران.

سیف، سوسن.(1368)، تئوری رشد خانواده، تهران، انتشارات دانشگاه الزهرا.

صادقی، سعید.(1380)، بررسی عوامل شخصیتی مؤثر در سازگاری زناشویی، پایان نامه کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی، گروه روان شناسی انستیتو روان پزشکی تهران.

صالحی فدردی، جواد.(1378)، پژوهش رضامندی زناشویی، تازه های روان درمانی، 4(13 و 14).

علی اسماعیلی، مینا.(1374)، بررسی عوامل مؤثر در تقاضای طلاق زنان 40-20 ساله شهر تهران و مقایسه آن با عوامل رضامندی زنانی که چنین تقاضایی نکرده اند، پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره، گروه روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی.

کارلسون، جان و همکاران.خانواده درمانی، تضمین کارآمد خانواده، ترجمه شکوه نوابی نژاد، (1378)، تهران، انتشارات انجمن اولیا و مربیان.

مرادی، محمود.(1380)، بررسی تأثیر خانواده درمانی به روش ساختی بر کاهش تعارضات زناشویی زوجین متقاضی طلاق شهر اصفهان، پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره، گروه مشاوره، دانشگاه اصفهان.

مصاحبی، محمد رضا.(1378)، میزان همبستگی بین هیجان پذیری زوجین و رضایت آنها در زندگی مشترک، خلاصه مقالات نخستین همایش سراسری ازدواج، اصفهان:دانشگاه آزاد اسلامی، واحد خوراسگان.

ملازاده، جواد.(1372)، بررسی ویژگیهای شخصیتی در رابطه با عوامل تنیدگی زای زناشویی، پایان نامه کارشناسی ارشد، گروه روان شناسی عمومی، دانشگاه تربیت مدرس تهران.

موسوی، رقیه.(1374)، بررسی و مقایسه عوامل مؤثر بر رضامندی زناشویی در سه گروه پزشکان، کارمندان و کارگران شهر تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره، گروه مشاوره، دانشگاه تربیت معلم تهران.

مهدویان، فاطمه.(1375)، بررسی تأثیر آموزش ارتباط بر رضامندی زناشویی و سلامت روان، پایان نامه کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی، گروه روان شناسی، انستیتو روان پزشکی تهران.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

میرخشتی، فرشته.(1375)، بررسی رابطه میان رضایت از زندگی و سلامت روان، پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره، گروه مشاوره، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رودهن.

نورخانی، امیر.(1377)، مقایسه میزان سلامت روان خانمهای دارای مشکلات حاد زناشویی با خانمهای گروه مشابه، پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره، گروه مشاوره، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رودهن.

وکیلی، افسانه.(1376)، بررسی عوامل مؤثر بر رضامندی زناشویی در زنان شاغل وزارتخانه ها، پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره، گروه مشاوره و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی.

نوابی نژاد، شکوه.(1379)، مشاوره ازدواج و خانواده، تهران، انتشارات انجمن اولیا و مربیان.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

وصول:20/9/81 پذیرش:10/2/82

کليه حقوق برای پرتال علوم انسانی محفوظ است