جستجو در   
امکانات

چابکی زنجیره تامین با استفاده از فناوری اطلاعات
پدیدآورنده : حسن بیک محمدلو
بازدید : 257
تاریخ درج : 1389/5/27

 

چابکی زنجیره تامین با استفاده از فناوری اطلاعات


1- مقدمه امروزه بنگاهها دریک محیط جهانی قراردارند که این محیط دارای پیچیدگی وعدم قطعیت است. این عدم قطعیت تاثیر عمیقی درفعالیت های شرکت بخصوص زنجیره تامین آن دارد. ازطرف دیگرتسریع درتغییرات گوناگون ورقابت تنگاتنگ شرکتها، لزوم تسریع درعملیاتهای شرکت وانعطاف پذیری آنرابیش ازپیش آشکار می کند. چابکی زنجیره تامین یکی از مهمترین عوامل دستیابی به چابکی کل شرکت است ومی تواند اهداف استراتژیک شرکت دردنیای رقابت امروزرابرآورده سازد. دراین مقاله ماسعی کرده ایم که رابطه معنا داری بین مفاهیم زنجیره تامین وچابکی برقرارکرده وبه بررسی الزامات وموانع این تلفیق بپردازیم. همچنین ضمن بیان مفاهیم چابکی وزنجیره تامین، متغیرهای لازم برای ایجاد یک زنجیره تامین چابک ارائه شده است ودر ادامه نحوه کمک فناوری اطلاعات به چابکی زنجیره های تامین اشاره میشود. 2- مفهوم زنجیره تامین زنجیره تامین زنجیره ای است مشتمل برتمام فعالیت های مرتبط با جریان تبدیل کالا ازمرحله مواد خام باتحویل به مصرف کننده نهایی وهمچنین جریانهای اطلاعاتی مرتبط باآن. به عبارت دیگر زنجیره تامین یک سیستم یکپارچه ازفرآیندهای مرتبط به هم است که این فرآیندها به منظور دستیابی به مواد وقطعات مورد نیاز، تبدیل مواد اولیه به محصول، ارزش گذاری محصولات، توزیع محصولات به مشتریان، ساده سازی انتقال اطلاعات بین اجزای زنجیره (مشتمل بر تامین کنندگان، توزیع کنندگان، واسطه ها، خرده فروشها ومشتریان) [6] هدف اصلی این زنجیره کاهش هزینه، افزایش اثربخشی وکارایی وبه طور کلی افزایش سود برای تمام ذینفعان خود است. پس با مدیریت علمی ومنطقی بر زنجیره تامین به عنوان یکی از مولفه های مهم مدیریت راهبردی می توان به مزیت رقابتی دسترسی پیدانمود. 3- چابکی ومفهوم آن ارزش شرکت های سنتی را می توان بر اساس دارایی های ملموس چون ساختمان، ماشین آلات، سهام وموجودی انبار سنجید چرا که درگذشته همواره تقاضا بیش از عرضه بوده ومحیط رادای ثبات بود [5] اما امروزه محیط کسب وکار دستخوش تغییر وتحولاتی شده است که این تحولات رادرپنج محورذیل می گنجد: - ناپایداری وبی ثباتی بازار که به دلیل بازار درحال تغییر، افزایش فشارهزینهای، رقابت پذیری فزاینده وتوسعه کوتاه مدت محصولت جدید بوجود می آید. - تغییرات نیازهای مشتریان که به دلیل تقاضای سفارشی، افزایش انتظارات کیفی وزمان حمل سریعتر بوجود می آید. - تسریع تغییرات تکنولژیکی که با معرفی تسهیلات تولیدی جدید وکارآمدویکپارچگی سخت افزاری و نرم افزاری سیستم حاصل می گردد. - تغییرات عوامل اجتماعی که به جهت حفاظت محیط زیست، انتظارات نیروی کار وفشارهای قانونی پدیدارمی شود. [4] لازمه بقای یک شرکت، جلب مشتری کافی جهت ایجاد جریان نقدینگی مثبت وسوددهی است واین امر در محیط دارای خصوصیت عدم قطعیت مستلزم پاسخگویی سریع به تغییرات یا به اصطلاح چابکی است. نیازمندی سازمانهایی که قصد پاسخگویی سریعتربه نیازهای مشتریان دارند، شرایط درحال تغییر رقابت وافزایش سطح پیچیدگی محیطی موجب روآوری به مفهوم چابکی شده است. تعاریف مختلفی از مفهوم چابکی ارائه شده است در یکی از تعاریف آمده است حرکت سریع وقابلیت سازگاری سریع در پاسخگویی به تغییرات وحوادث پیش بینی نشده، فرصت های بازار ونیازهای مشتریان ودر جای دیگر استفاده از نیروهای بالقوه ومجازی سازمان برای کسب مزیت رقابتی ودر تعریفی دیگر مفاهیم سرعت، ناب بودن و چابکی بدین صورت تعریف شده اند سرعت: برآورده کردن تقاضای مشتری باکاهش زمان تحویل ناب بودن: انجام کارها ی بیشتر با اتلاف کمتر وچابکی: پاسخ دادن سریع به تغییرات تقاضا در دوره تنوع وحجم تقاضا بطور کلی می توان گفت چابکی واکنشی به چالشهای موجود درمحیط کسب وکار است که این چالشها از طریق تغییر وعدم اطمینان به محیط کسب وکار حاکم می شوند. چابکی شامل شیوه جدید انجام فرآیندهای تامین، ساخت، فروش بوده وموجب افزایش شراکت ها وروابط تجاری می شود. یک سازمان برای رسیدن به سطحی از چابکی لازمست در چهار بعد استراتژیک ذیل سرمایه گذاری کند[2]: 1- غنی سازی مشتری سازمان محصولات وخدماتی را که مورد نیاز مشتریان است دقیقا درک کرده وآنها را فراهم سازد. 2- توسعه همکاریها یعنی ایجاد تشکیلات اقتصادی مجازی وتفویض اختیار وحتی شریک شدن با رقبا به منظور تحویل محصولات به سرعت وبا صرفه جویی اقتصادی. 3- سازماندهی دربرابرتغییرات برای ایجاد مزیت رقابتی مازمان باید از محیطش آگا ه بوده وتوانایی تطبیق با آن محیط را داشته باشد. 4- انطباق افراد واطلاعات ادغام تکنولژی، کارکنان ومدیریت با زیربنای ارتباطی وآموزش های لازم، پیشنهاد راه حل های خلاقانه که اهداف استراتژیک شرکت را بدنبال دارد. یک مولفه مهم چابکی سازمان، چابکی درزنجیره تامین آن است که موجب کاهش کل زمان زنجیره تامین می شود. 4- زنجیره تامین چابک تا اینجای مقاله با دومفهوم اساسی درتعریف زنجیره تامین چابک یعنی مفهوم جابکی ومفهوم زنجیره تامین آشنا شدیم حال بایستی مفهوم زنجیره تامین چابک راتببین نمود. در مجموع 27متغییربرای مدیریت زنجیره تامین چابک ارائه می شود که این متغییرها به دو دسته مستقل و وابسته تقسیم می شوند. متغییرهای مستقل در قالب 7 فاکتور اساسی مطرح می شوند. این متغییرها در تمامی شرکت هایی که دارای زنجیره تامین چابک هستند وجود دارند؛ اما در بررسی متغییرهای وابسته، زنجیره تامین در2 نوع شرکت بیشتر چابک (more agile) و کمتر چابک (less agile) بررسی شده و ارتباط این متغییرها با متغییرهای وابسته بیان می شود[1]. گروه اول: متغییر های مستقل این گروه شامل هفت فا کتوربه شرح ذیل می باشد: 1- سبک مدیریت مشارکتی: شرکتهایی که به دنبال چابکی درزنجیره تامین هستند، لازم است تکنیک های مدیریت منابع انسانی را مورد بازبینی قرار داده و همکاری ها را با انجام فعالیت در قالب تیمهایی با اهداف مشترک توسعه دهند. این فاکتور شامل 4 متغییر به شرح ذیل می باشد: الف) مدیران ارشد از تغییرات استقبال کرده و فرهنگ اعتماد، مشارکت وتعهد را اجرا می کند. ب) در سر تا سر سازمان سازگاری و تناسب هدف وجود دارد و موانع موجود میان اشخاص (و یا بخش ها) برداشته شده است. ج) ایده ها از عملیات تولید بطور چشم گیری در تصمیمات مدیریت مشارکتی موثر است. د) فرآیند های ارتباط از بالا به پایین و از پایین به بالا به طور موثری وجود دارد. 2- تکنولوژیهای مبتنی بر کامپیوتر: شرکتهای چابک از طریق سطوح افزایش یافبه دایش وصلاحیت رقابت میکنند وبرای آنها اجرای فناوری اطلاعات در سراسر زنجیره تامین امری لازم است استفادع از IT ازمهمترین شاخصنای زنجیره تامین چابک میباشد. مخصوصا دربرقراری ارتباط بین مشتریان، تامین کنندگان وفعالیتهای ارزش افزار؛ این فاکتور دارای پنج متغیر به شرح ذیل است: الف) طراحی به کمک کامپیوتر (CAD) ب) ماشین های کنترل شدع بطور عددی بوسیله کایوتر (CNC) ج) شبکه کامپیوتر محلی (LAN) برای داده های فنی د) مبادله کردن داده های الکترونیکی (EDI) ه) ساخت یکپارچه کامپوتری (CIM) 3- مدیریت منابع: مدیریت دارایی ها وبرنامه ریزی تولید برای شرکتهای چابک مهم است. انعطاف پذیری در فرآیندها ودر تولید محصول هردو شرط لازم برای چابک بودن وپاسخگویی به نیازهای بازار در حال تغییرهستند. سازمانها از روشهای مختلفی برای بهینه سازی استفاره از منابعشان (مانند MRP، ERP، JIT و...) استفاده می کنند. این فاکتورشامل دو متغییراست: الف) مدیریت مواد وانبار ب) برنامه ریزی تولید وکنترل 4- توانمندسازهای بهبود مستمر: ابزارهای بهبود مستمر بر مبنای تطابق با نیازهای مشتریان طراحی شدهاندوشامل متغیرهای ذیل میباشد: الف) سلولهای ساخت انعطاف پذیر (FMC) یا سیستم های ساخت انعطاف پذیر (FMC) ب) مدیریت کیفیت جامع (TQM) ج) مدیریت ارزش افزا (VAM) 5- ارتباط باتامین کنندگان: ارتباطات نزدیک با تامین کنندگان درتلاش بسوی زنجیره تامین چابک بسیار حائزاهمیت است وسرکا در این زنجیره بصورت شبکه هایی متصل ومتحد می باسنر. تمایز کلیدی زنجیره های تامین در ارتباطات آنهاست وهمکاریها در ایجاد شبکه لجستیک یکپارچه واثربخش عنصر کلیدی است. این فاکتور دارای سه متغیراست: الف) تامین کنندگان در مرحله توسعه محصول بطور نزدیکی همکاری دارند. ب) مازمان بطور نزدیکی با تامین کنندگان در جهت بهبود فرآیندهای دوطرف همکاری دارد. ج) تامین کنندگان دارای یک سیستم موثر برای محاسبه کیفیت موادی که برای سازمان می فرستند می باشند. 6- تولید به هنگام: برخی معتقدند سازمانهایی که درعملیاتشان بصورت ناب عمل می کنند، نمی توانند درزنجیره تامین خود چابک باشند. اما تحقیقات اخیر نشان داده است که می توان دو مفهوم ناب وچابکی را باهم جمع کرد وباتعدیل آندو به مدل مشترکی رسید. JIT براساس کاهش اتلاف وهزینها عمل می کند: الف) سهم JIT درعملیات بهبود یافته کارخانه ب) کسب موقعیت تجاری بوسیلهJIT 7- بهره گیری از تکنولوژیهای نوین: استفاده از تکنولوژهای جدید بجای تکنولیژیهای قدیمی شرط لازم برای حرکت بسوی چابکی است این فاکتور شامل متغیرهای ذیل است: الف) تکنولژی مرکزی ساخت از نیازهای اساسی مابرای بقای دربازار می باشد. ب) بهره برداری از تکنولژی ساخت بصورت حداکثرپتانسیل آن. گروه دوم: متغیرهای وابسته دربررسی این متغیرها مازمانهای دارای زنجیره تامین چابک به دودسته بیشتر چابک و کمتر چابک تفکیک می شوند وضمن بیان هرمتغیر وابسته ارتباط آن با متغیرهای مستقل دردوگروه سازمانها بیان می شودواین گروه شامل 6 متغییر است: 1- رضایت مشتری: در شرکت های بیشتر چابک این متغییر با پنج متغییر مستقل ارتباط بسیار نزدیکی دارد که عبارتند از: سبک مدیریت مشارکتی، تکنولوژی های مبتنی بر کامپیوتر، ارتباط با تامین کنندگان، مدیریت منابع و بهره گیری از تکنولوژی. رشد کافی در متغییرهای مستقل فوق منجربه رضایت و وفاداری مشتری می شود. شرکتهای بیشترچابک درزمینه های توسعه محصول، بهبود فرآیندها ارتباط نزدیک با تامین کنندگان دارند که این ارتباط منجربه پیش قدمی کیفیت وبدست آوردن سطح بالایی ازرضایت مشتری می شود. در شرکتهای کمتر چابک این متغییر وابسته یا سه متغییر مستقل ارتباط قابل توجه ولی ضعیفی دارد که عبارتند از: سبک مدیریت مشارکتی، مدیریت منابع و بهره گیری از تکنولوژی. در شرکتهای کمتر چابک ارتباط با تامین کنندگان صرفا در جهت عملیات درونی شرکت است. 2- میانگین زمان تغییر فرایند: این متغییر وابسته در هر دو نوع شرکت با متغییرمستقل مدیریت منابع مرتبط است. البته در شرکت های کمترچابک این ارتباط ضعیف تر است و در عوض این متغیر وابسته را تابعی از بهره گیری از تکنولوژی نیز می دانند. اختلاف دو نوع شرکت در این متغیر ناشی از عدم جمع صحیح بین ناب بودن وچابکی در شرکتهای کمتر چابک است. آنها این متغییر وابسته را صرفا در خدمت حذف ضایعات می دانند. 3- بهره وری: در گروه بیشتر چابک این متغییر وابسته با متغییر مستقل بهره گیری از تکنولوژی مرتبط است و آنها درعملیات های خوداستفاده بهینه ازتکنولوژی را عنصری تعیین کننده می دانند. حال آنکه درشرکتهای کمترچابک این متغییر وابسته با پنج متغییر مستقل ارتباط دارد؛ با سبک مدیریت مشارکتی و مدیریت منابع ارتباط مناسب و با توانمندسازهای بهبود مستمر، ارتباطات با تامین کنندگان و بهره گیری از تکنولوژی ارتباط ضعیف تری دارد. 4- تحویل کامل و به موقع: این متغییر وابسته برای هر دو نوع شرکت، با متغییر مدیریت منابع و سبک مدیریت مشارکتی مرتبط است که ارتباطش با متغییر دوم در شرکتهای کمتر چابک ضعیف تر است. شرکتهای بیشتر چابک فرایند های مدیریت را در جهت ارضاء مشتری (مثلا تحویل به طور کامل و به موقع) مدیریت می کنند. 5- توسعه محصول جدید: در گروه بیشتر چابک این متغییر وابسته با بهره گیری از تکنولوژی مرتبط است. این شرکت ها با بهره گیری از تکنولوژی فرایندهای توسعه محصول جدید را که در جهت خدمت به مشتری است پشتیبانی می کنند. در گروه کمتر چابک این متغییر وابسته علاوه بر بهره گیری از تکنولوژی، ارتباط ضعیفی با سبک مدیریت مشارکتی دارند. 6- نوآوری محصول: در گروه کمترچابک هیچ متغییر مستقلی برای رسیدن به این متغییر وابسته وجود ندارد. اما در شرکتهای بیشتر چابک، سه متغییر مستقل سبک مدیریت مشارکتی، توانمند سازهای بهبود مستمر و روش تولید به هنگام، با این متغییر وابسته مرتبط هستند. این شرکت ها نو آوری محصول را به وسیله فرایندهای منا سب مدیریت ازقبیل منابع انسانی و مدیریت دانش، تسهیل می کنند و آن را جدای از توسعه محصول جدید می دانند. اکنون که متغییر های لازم برای ایجاد زنجیره تامین چابک شناخته شد توضیح این نکته ضروری است که هر شرکت با توجه به موقعیت منحصر به فرد خود به شکلی خاص وبا گزینشی منطقی این متغییر ها را عملی کند. در این قسمت سعی ما بر این است معیارهایی برای اعمال چابکی متناسب با شرکت را ارایه دهیم. دو مفهوم ذاتاَ با چابکی مرتبط هستند [3] 1) سرعت؛ به معنی مقدار زمانیکه فرستادن یا دریافتن کالا طول میکشد. 2) انعطاف پزیری؛ به معنی میزان درجه ای که شرکت میتواند زمان فرستادن یا دریافتن کالاهایش را تنظیم کند. از طرف دیگر میدانیم که زنجیره تا مین از سه بخش عمده منابع، تولید و تحویل تشکیل یافته است. از ترکیب این بخشها و مولفه های چابکی زنجیره تامین چابک ایجاد میشود. یکسری عوامل در مقابل چابکی محدودیت و مانع ایجاد می کنند و شرکت را بسیار آسبب پذیر میکنند. این آسیب ُُِِِِِپذیری به دو گونه است: الف) داخلی ب) خارجی آسیب داخلی مربوط به مباحث داخل شرکت است ولی آسیب خارجی به مربوط به زنجیره تا مین شرکت است و موضو ع اصلی ما در این قسمت است. میزان آسیب یزیری خارجی تحت تاثیر دو عامل قرار دارد: 1) پیچیدگی 2) عدم قطعیت از تحقیقات تجربی متعدد مشخص شد که معمولاَ چابکی با بیچیدگی و عدم قطعیت رابطه مستقیم دارد بدین که هر چقدر چابکی افزایش یابد بیچیدگی و عدم قطعیت نیزافزایش می یابد. در این قسمت ما سعی در تشریح عوامل موثر در خطرات ناشی از این برخورد داریم و سعی داریم تا آنجا که میشود این برخورد را تحت کنترل در آوریم تا بتوان چابکی را افزایش داده و تعادلی مناسب را بدست آوریم. عوامل خطر آفرین[3] 1. طول مناطق جغرافیایی: به معنی اینکه یک زنجیرع تامین از لحاظ مسافت طولانی باشد مثلا از شمال امریکا تا خاورمیانه 2. تعداد مرزهای بین المللی: به معنی اینکه تعداد مرزهاییکه یک زنجیره تامین می پیماید مثلا از چند کشور عبور میکند 3. شیوههای حمل و نقل: اینکه از چند شیوه ازروشهای حمل و نقل استفاده می کنند مثلا دریایی و هوایی 4. زیر ساختهای تکنوژیکی: اینکه ساختارهای لازم در طول محدوده زنجیره تامین وجددارد یا خیر مثلا شبکه مخابراتی مناسب 5. پیشامدهای طبیعی: اینکه طول محدوده زنجیره تامین آیا استعداد برای رخدادهای طبیعی زیاد است یا خیر مثلا سیل یا توفان از نمره ایکه به شرکت داده میشود، شرکت درمیابد که به چه میزان عوامل خطر آفرین برای چابکی اش وجوددارد و باید معیارهایی برای کاهش اسیب پذیری خارجی اش است جهت افزایش استفاده نماید. البته برخی از این عوامل اصلا قابل مدیریت نیستند و شرکت نیز نمیتواند از آنها دوری کند ولی میتواند با کم کردن عوامل خطرآفرین دیگر، عدم قطعیت وپیچیدگی اش را کاهش دهد. مثلا ارتباطات الکترونیکی را بین خود و تامین کنندگانش برقرار کند تا عامل خطر آفرین عبور از مرزهای مختلف را کاهش دهد این موارد نشان داد شرکتهایی که در محیط بین اللمللی کار میکنند با این چالش مواجه شدند که نمی توانند همه جنبه های چابکی را بدست آورن چرا که اولا: شرایط محیطی این اجازه را می دهد ثانیا: هزینه هاشان به علت افزایش پیچیدگی کارها و عدم قطعیت در پیش بینی ها مثلا تحویل خیلی بیشتر میشود. سپس شرکتهای موفق متوجه شدند که باید روی جنبه های کلیدی زنجیره تامین متمرکز شوند به عبارت دیگر آنها تلاش نمیکنند همه معیارهای چابکی را در همه زنجیره تامین خود پیاده سازند بلکه در نقاط کلیدی متمرکز میشوند تا عوامل خطر آفرین زنجیره تامین خود رانیز تحت کنترل داشته باشند. شرکتها با توجه به زنجیره تامین بین اللملی خود، سعی در ساده سازی سیستم خود برای حل مسایل پیچیده بین المللی خویش دارند. گسترش لجستیک و پیچیده سازی آن در جهت رسیدن به تمام معیارهای چابکی آن، ممکن است به پیچیده شدن بیش از حد مشکلاتی که بنگاه با آ ن روبروست بیانجامد. شرکتها فهمیده اند که نمیتوانندهمه اتفاقات را مخصوصا در محیط بین اللمللی مدیریت کنند. آنها در عوض با تمرکز روی مهمترین جنبه های چابکی در زنجیره تامین سعی در گزینش بهترین حالت از ترکیب پیچیدگی و چابکی کرده اند (نقطه بهینه) 5- نقش فناوری اطلاعات در فرایند شکل گیری زنجیره تامین چابک معادلات پیچیده و تحولات سریع صنعت و تجارت در عصر حاضر از یک سو و شرایط حاکم بر بنگاههای اقتصادی کشور رویکرد توسعه صادرات و حضور در میدانهای بین المللی از سوی دیگر ایجاب مینماید تدابیر لازم جهت رقابت در عرصه جهانی اندیشیده شود. بر این اساس حرکت به سوی چابک سازی بنگاهها به عنوان رهایفت جدید در مسیر تحول، ضروری و حیاتی تلقی می گردد. فناوری اطلاعات به عنوان یکی از کارآمد ترین فن آوری های مطرح شده از مهمترین اهرم های ایجاد قابلیت های تولید چابک به حساب می آید و باتوجه به توسعه آن در امر تولید در ممالک غربی بدون بکارگیری آن، چابک سازی سازمان میسر نخواهد بود. مدل سازی و دستیابی به چابکی از طریق کاربرد ابزارهایIT نقش ارزش افزای فن آوری اطلاعات در غنی سازی زیر ساختارهایی است که قابلیت سازمان را برای انجام عملیات رقابتی در بازار افزایش داده و همچنین توانایی تطبیق با محیط دائما متغیر بیرونی را برای سازمان ایجاد می نماید. از طرفی رابطه بین قابلیت های پویا و عملیات رقابتی کمک می کند تا واحدهای سازمانی نیروی فن آوری اطلاعات را در عملیات رقابتی خود افزایش دهند. بنابراین یک رابطه دو جانبه از طرف عملکرد سازمانی به سوی IT و بالعکس از IT به عملکرد سازمانی برقرار است. قابلیت (1) قدرت پاسخگویی از مهمترین مسایل در سازمان که قدرت پاسخگویی به تغییرات را افزایش می دهد تحصیل و سرعت بخشیدن به فرایند تصمیم گیری در سازمان می باشد دو سیستم اطلاعاتی زیر می تواند سازمان را در یک راستا یاری نماید. • هوش تجاری (BI): فن آوری جدیدی است که پس از جمع آوری، ذخیره، پاکسازی، تجمیع، تحلیل و بازیابی اطلاعات و با استفاده از سیستم های پشتیبان تصمیم گیری، فرایند تصمیم گیری را برای مدیران آسان می سازد. • سیستم مدیریت ارتباط با مشتریان (CRM): به عنوان ابزاری جهت شناسایی تغییرات مربوط به تقاضا، سلیقه و نیاز مشتریان میتواند در افزایش قدرت پاسخگویی سازمان موثر باشد. قابلیت (2) شایستگی فن آوری اطلاعات به عنوان ابزاری قدرتمند امکان ایجاد مجموعه وسیعی از توانایی ها که بهره وری فعالیت ها را در جهت رسیدن به اهداف سازمان تامین می کند دارا می باشد. در ادامه به معرفی ابزارهای کاربردی از حوزه فناوری اطلاعات در راستای ایجاد شایستگیهای سازمانی پرداخته شده است: • ایجاد دیدگاه استراتژیک • کیفیت محصول • بالا بودن معرفی محصولات جدید • قابلیت دانش و شایستگی افراد • هماهنگی داخلی و خارجی • یکپارچه سازی • تکنولوژی های مناسب سخت افزاری و نرم افزاری: 1- تولید یکپارچه رایانه ای (CIM) 2- تولید به کمک رایانه (CAM) و سیستم های اجرایی تولید • شبکه های همکاری تولید • کنترل فرایند • روباتیک • مهندسی به کمک رایانه • اثر بخشی و کارایی عملیاتی: از جمله ابزارهای فناوری اطلاعات در افزایش اثر بخشی فرایندهای اطلاعاتی و عملیاتی پیاده سازی سیستم های CIM و ERP می باشد. پیاده سازی ERP در سازمان مزایای بسیار زیادی را به همراه خواهد داشت که بصورت خلاصه می توان به موارد ذیل اشاره کرد: - ایجاد یکپارچگی سازمانی از بعد اطلاعاتی و افزایش سازگاری در اطلاعات موجود در سازمان - استاندارد سازی فرایندهای سازمانی براساس بهترین تجربیاتی که شرکتهای عرضه کننده نرم افزار از سازمانهای مختلف بدست آورده اند. - مهندسی مجدد فرایندهای سازمانی و کاهش زمان آنها - فراهم شدن زیر ساخت لازم به منظور پرداختن به SCM و CRM دو مبحثی که در حال حاضر تبدیل به دو جزء جدایی ناپذیر ERP شده اند. - توسعه زیر ساخت لازم به منظور وارد شدن به E_BUSINESS قابلیت (3) انعطاف پذیری چابکی عملیاتی از جمله مهمترین مقوله هایی است که بایستی مورد توجه قرار گیرد. ماژوله سازی و یکپارچگی فرایندهای کاری با پیاده سازی سیستم تولید یکپارچه رایانه ای (CIM) انعطاف پذیری و قدرت سوئیچ کردن به خطوط تولید مختلف را برای سازمان فراهم آورده است. قابلیت (4) سرعت عرضه محصولات جدید به بازار بر اساس قواعد عصر چابکی چرخه عمر محصولات پایین می باشد که برای توسعه محصولات و تولید محصولات جدید علاوه بر دسترسی به نیاز مشتریان از طریق CRM، نیازمند مجهز شدن به تکنولوژی های نوین، نیروهای متخصص و مدیریت دانش در سازمان می باشد که متناسب با تولیدات می توان از ابزارهای فناوری اطلاعات همچون رایانه ها، سیستم های خبره، سیستم های PLM، اینترنت، نرم افزارهای پیشرفته (CAD) و... استفاده نمود. اتخاذ تصمیمات استراتژیک درباره سرمایه گذاری بر روی فناوری بدیهی است که تصمیمات مربوط به فناوری، باید در سطحی استراتژیک اتخاذ شوند. در سالیان اخیر، به دلیل تلاشهای صورت گرفته برای تدوین یک نظریه عمومی درباره فناوری، رویکردهای مشترک برای تشریح محصولات تکنولوژیکی و نیز طبقه بندی فناوری ها، درک مدیران نسبت به این موضوعات افزایش یافته است. 6- نتیجه گفته شد که چابکی به معنی عکس العمل سریع با انعطاف بالا و سرعت فرایندها با لاخص زنجیره تامین یک عامل اساسی جهت کسب مزیت رقابتی در تجارت بین اللمللی است. تجزیه و تحلیل ما نشان می دهد بنگاهها بایدبا شناخت وضعیت خود بر جنبه های کلیدی چابکی زنجیره تامین خود متمرکز شوند ونه اینکه سعی در پیاده کردن محض مباحث تئوریک چابکی باشند. آنها حتی اگر درجه بالایی از چابکی را هم طلب کنند، پیچیدگی ذاتی بسیاری از زنجیره های تامین بین اللمللی، واقعیت بخشیدن به این تصور را غیر ممکن میسازد. امکان وقوع چابکی در استفاده از فناوری اطلاعات نهفته است. منابع: 1. Damien J. Power & Amirk S. Sohal، Critical success factors in agile supply chain management، Nov 2001 2. Patricia M. Swafford، Theoritical development and Empirical investigation of supply chain agility، April 2003 3. Edmund Prater &Markus Beihl &Michael Alan Smith، International supply chain agility، Nov 2001 4. دکتر غلامرضا گودرزی، مدیریت زنجیره تامین وپارادایم قطعه سازی ایران با تاکید برحقایق وافقهای استراتژیک، سمینار دورنمای صنعت خودرو وقطعه سازی، 1379 5. راسل رادر فورد وحمید نوری، مباحث نوین در مدیریت تولید وعملیات، ترجمه دردانه داوری، انتشارات سازمان مدیریت صنعتی، 1381 6. دکتر ایرج سلطانی، نقشSCM درکسب مزیت رقابتی، مجله مدیریت فردا، شماره 9و10 7. حسین اُیوبی ٬آذین فرزان ٬مجله صنایع شماره 38و39 8. بهنام شهایی، ارکان وویژگیهای زنجیره تامین چابک، همایش ملی مدیریت صنعتی، 1385      
کليه حقوق برای پرتال علوم انسانی محفوظ است