جستجو در   
امکانات

ارکان و الزامات دفاع شهری
پدیدآورنده : عسگری، محمود
بازدید : 799
تاریخ درج : 1386/12/27
منبع :

 
دانشنامه پرتال علوم انسانی و اسلامی :: تاریخ :: بسیج :: ارکان و الزامات دفاع شهری

ارکان و الزامات دفاع شهری


چکیده

امروزه در زندگی اجتماعی بشر، شهرها از جایگاه ارزنده ای برخوردار هستند. استقرار بخش عمده ای از جمعیت و مراکز حیاتی و حساس در شهرها و تمرکز قدرت و ثروت در آنها، شهرها (به خصوص شهرهای بزرگ) را در وضعیتی قرار داده که فعلیت یافتن هر نوع تهدیدی در آنها، می تواند چالشی جدی برای نظام سیاسی باشد. لذا به نوعی شهرها می توانند حکومتها را تحت فشار قرار دهند. وجود چنین ویژگی هایی، شهرها را به یک هدف نظامی مناسب تبدیل کرده است.

نگارنده در این نوشتار سعی کرده است مقوله دفاع شهری را مورد مداقه قرار دهد. در این راستا ابتدا به ویژگی های شهر اشاره شده و در ادامه، مطالبی درخصوص دفاع غیرعامل و آمایش سرزمینی به مثابه دو رکن دفاع شهری ارائه شده است. در بخش دیگر، پیشنهادهایی کاربردی در مورد دفاع بهتر از شهرها مطرح و در بخش پایانی نیز جایگاه نیروی مقاومت بسیج در دفاع شهری تبیین شده است.

واژگان کلیدی

دفاع شهری، دفاع غیرعامل، آمایش سرزمینی، تأسیسات حساس، بسیج.

______________________________

1. کارشناس ارشد از دانشگاه علامه طباطبایی، محقق مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی.

مقدمه

دفاع شهری از جمله مقولاتی است که لایه ها و ابعاد متفاوتی دارد؛ لذا از زوایای گوناگون می توان این موضوع را مورد بررسی قرار داد. به دلیل پیچیدگی های محیط شهری، پرداختن به تمامی جنبه های دفاع شهری امری دشوار است. پیچیدگی انسان و درهم تنیدگی روابط انسانی اجتماعی در کنار تعامل انسان با محیط، شامل سازما نها، تأسیسات، فن آوری ها، سازه ها و سخت افزارهای ضروری زیست اجتماعی بشر و ...(که چنین تنوع و گستره ای از مسائل، موجب تعدد و تنوع تهدیدها نیز می شود)، از دلایل عمده پیچیدگی مطالعه دفاع شهری است.

آنچه بیان شد تنها نمونه ای از آسیب پذیری شهرها بود. بدیهی است می توان موارد و تهدیدات دیگری نیز برشمرد که قادرند امنیت و دفاع شهری را تحت تأثیر قرار دهد.

پرواضح است که نمی توان در این نوشتار مختصر به تمامی جنبه های دفاع شهری پرداخت. با این وجود و به منظور تحدید موضوع، نگارنده دفاع شهری را با تأکید بر بُعد دفاع از محیط شهری مورد مطالعه قرار خواهد داد. از این رو، به زیر مجموعه های امنیت داخلی نظیر امنیت انتظامی، امنیت اجتماعی و ... که در قالب رویکرد جامعه شناسی امنیت (Sociology of Security) قابل بحث می باشد (عسگری، 1381، ص 111-94)، به طور آگاهانه کمتر توجه شده است.

به طور مشخص در این مقاله به این مطلب خواهیم پرداخت که چگونه می توان از عناصر مادی سازه های فیزیکی شهری که برخی از آنها مراکز تصمیم گیری، تولید، اطلاعات، مبادی ارتباطی و ... هستند (با کمترین میزان اتکا به سخت افزارهای دفاعی و حداقل هزینه)، در راستای امنیت انسان به عنوان یکی از مراجع مهم امنیت، حفاظت کرد؟ در پاسخ به این پرسش اصلی، نگارنده معتقد است که دفاع شهری بر مبنای دفاع غیرعامل و آمایش سرزمینی حاصل می شود.

مفروض نگارنده آن است که به دلیل درهم تنیدگی گستردة بخشها و امور، نمی توان بین ایمنی (Safety) به مفهوم حفاظت از شهر در مقابل تهدیدهای طبیعی و دفاع (Defense) به مفهوم حفاظت از شهر در مقابل تهدیدهای مصنوعی تفکیک قائل شد؛ چرا که سرمایه گذاری در افزایش ضریب ایمنی

شهری، بدون تردید موجب ارتقای دفاع شهری می شود.

ساماندهی تحقیق نیز بدین گونه است که بعد از مقدمه، ابتدا به ویژگی های شهر اشاره شده و در ادامه، منابع اصلی تهدیدها تبیین شده اند. بخش بعدی تحقیق به مقوله دفاع شهری و الزامات آن اختصاص دارد. در پایان نیز به نقش نیروی مقاومت بسیج در دفاع شهری اشاره شده است.

ویژگی های شهر

مطابق شاخصهای تعریف شده از شهرها، اولین شهر حدود 8000 سال قبل ایجاد شد. علی رغم این سابقة کهن، شهرنشینی پدیده ای نسبتاً نوین است. تا دو قرن پیش، 97 درصد جمعیت جهان در روستاها زندگی می کردند. حتی در اوایل قرن بیستم افزون بر 86 درصد جمعیت جهان بیرون از نواحی شهری زیست می نمودند. در سال 1950 تنها 17 درصد جمعیت جهان، شهرنشین بودند. لیکن در شرایط کنونی نیمی از جمعیت جهان در شهرها اقامت دارند. (Nichiporak, 2000)

به تصویر صفحه مراجعه شود.

شهر به مثابه یکی از دستاوردهای تمدنی بشر، به تدریج به مرکز ثقل قدرت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی تبدیل شده است. تصمیمات کلان و استراتژیک و برنامه ریزی بلندمدت در شهرها اتخاذ و تدوین می شود. جدا از این ویژگی های نرم افزارانه، شهرهای بزرگ دارای برخی مشخصات فیزیکی و سخت افزارانه نیز می باشند. هر چند این خصایص، ذاتی شهرهای بزرگ بوده و از اجزای تشکیل دهنده شهر قلمداد می شوند ولی به هر حال به نوعی نیز می توانند

تهدیدکننده امنیت شهری شوند. در جنگهای مدرن با توجه به اهمیت استراتژیک و رو به تزاید شهرها، با آنها به مثابه یک هدف نظامی برخورد می شود:

«یکی از ویژگی های جنگهای مدرن، درصد روزافزون تلفات غیرنظامیان است. در جنگ سالهای 18-1914، تلفات غیرنظامیان 14 درصد کل تلفات بود. همچنین در خلال جنگ جهانی دوم 67 درصد مردمی که کشته شدند، نظامی نبودند. حال آنکه در جنگهای اخیر که عمدتاً در کشورهای درحال توسعه به وقوع می پیوندد، نزدیک به 90 درصد تلفات را غیرنظامیان (که بیشتر آنها ساکن نواحی شهری هستند) تشکیل می دهند.» (مویر،1379، 302)

در ادامه نگاهی اجمالی به این ویژگی ها خواهیم داشت.

تراکم شهر

مهم ترین عنصر هر جامعه ای، انسانها هستند و شهرها اصلی ترین کانون تمرکز جمعیت (انسانها) به شمار می آیند. لذا سمت و سوی تمامی تلاشهای انجام شده برای بقا و قوام این موجود بوده است. لذا ضروری است در طراحی سیستم ها و تدوین سیاستهای امنیت آفرین، «انسان» به مثابه محور اصلی همواره موردنظر قرار گیرد. با عنایت به تراکم انسانی در فضاهای شهری، توجه به وضعیت «شهرها در بحران» بسیار حیاتی و ضروری است. تصور کنید شهرهایی که در شرایط عادی یکی از معضلات آنها «ترافیک» است، در وضعیتهای بحرانی که افراد در شرایط روانی خاص قرار داشته و تنها در اندیشه نجات خود و خانواده خود و رسیدن به مکانی امن هستند، چه وضعیتی می یابند. اگر بر اثر یک حادثه طبیعی نظیر زلزله 3/1 جمعیت یک کلان شهر (که دچار مشکلات ساختاری در زمینه راههای ارتباطی است) ازبین بروند، اغراق نخواهد بود که مدعی شویم 3/1 از افراد باقی مانده در حوادث ناشی از تلاش برای خروج از شهر از بین خواهند رفت.

البته می توان به عوامل دیگری نیز اشاره کرد. برای مثال، عدم رعایت استانداردها در احداث خطوط انتقال گاز و فقدان سیستم های ایمنی در شرایط بحرانی در این تأسیسات، می تواند به عنوان یکی از عناصر اصلی تهدیدکننده شهرها در مواقع بحرانی محسوب شود.

وجود تراکم جمعیت در شهرها، استلزام خاصی را نیز ایجاد می کند و آن

اینکه بایستی بین جمعیت شهرنشین ومنابع حیاتی نظیر «آب»، تناسب برقرار باشد.

شهر موجد امنیت وجودی

امنیت وجودی یا هستی شناختی (Ontological Security) به مثابه یکی از لایه های ظریف و حساس امنیت، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. امنیت وجودی عمدتاً ناظر به مقولاتی است که افراد آنها را در نظام اندیشگی خود مفروض می انگارند. به عبارت بهتر؛ امنیت وجودی برآیندی از تداوم و نظم در رویدادها می باشد، حتی آنهایی که به طور مستقیم درحوزه ادراک شخصی قرار ندارند. بر اساس این تعریف، بافت و ساختار شهرها می تواند در تولید و بازتولید امنیت هستی شناختی افراد سهم مهمی داشته باشند. عدم توجه به معیارهای نوین شهرسازی و فقدان استراتژی های مناسب برای توسعه پایدار و آمایش آنها می تواند این جنبه از امنیت وجودی شهرنشینان را به خطر بیندازد.

همچنین اجرای برخی از طرحهای عمرانی در شهرها، نظیر احداث بزرگراهها و ... نیز می تواند امنیت وجود افراد را تهدید کند. بدین معنی که در اغلب موارد، احداث بزرگراهها با تخریب منازل، بعضی بافتهای سنتی و ... همراه است و باعث تغییر ترکیب و بافت آن مناطق می شود.

همچنین عدم تناسب نوع بناهایی که به جای واحدهای فرسوده احداث می شود، نیز در تولید ناامنی وجود مؤثر است. بناهای نوساز هر چند ممکن است در باور عده ای، نمادی از «تجدد» باشد، ولی به دلیل ناهمخوانی آنها با فضای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جامعه نه تنها با بالندگی «تمدنی» تناسبی ندارند، بلکه زمینه ساز مشکلات هویتی و شناختی نیز خواهند بود. (گیدنز، 1378، ص 95-59)

استقرار صنایع خطرناک

شهرها به دلیل تراکم امکانات، یکی از کانونهای اصلی رشد و گسترش صنایع هستند. هر چند گسترش صنایع موجب رشد شهرها می شود، ولی همواره این گسترش، دربردارنده مزیتهایی برای شهرنشین ها نمی باشد. به عبارتی؛ وجود برخی کارخانجات تولیدکننده مواد خطرناک، تهدیدی بالقوه برای زیست شهری

قلمداد می گردد. برای مثال می توان به استقرار صنایع شیمیایی (نظامی یا صنعتی) یا تأسیسات نظامی/غیرنظامی استفاده از انرژی هسته ای اشاره کرد. این تأسیسات در معرض تهدیدهای طبیعی مانند سیل و زلزله یا به عنوان هدفی مناسب در معرض تهاجم دشمن قرار دارند. از بین رفتن این صنایع می تواند خطرات بسیار گسترده ای را ایجاد کند.

استقرار زیرساخت های حساس

یکی از ویژگی های شهرها استقرار بیشتر زیرساختهای حیاتی و حساس (Critical Infrastructure) در آنهاست. تأسیسات حیاتی شامل ارتباطات، انرژی، سیستم های بانکی و پولی، حمل و نقل، سیستم های آبرسانی در حوزه دولتی و خصوصی می باشد (البته می توان به این فهرست مواردی را افزود) (Moteff, Jan 2003). پرواضح است زیرساختهای مذکور ارزش استراتژیک دارند و همانند صنایع خطرناک می توانند در معرض تهدیدهای طبیعی یا مصنوعی قرار گیرند. با از بین رفتن این زیرساختها ضمن اتلاف سرمایه گذاریهای فراوان، ضریب خسارات و هزینه ها بسیار افزایش می یابد.

کانون قدرت

شهر، کانون قدرت و ثروت است. استقرار بخش عظیمی از مراکز، سازمانها و نهادهای حکومتی و دولتی، باعث شده شهرها تبدیل به نقطه ثقل قدرت سیاسی و تصمیم گیری های استراتژیک شوند. چنین تمرکزی علاوه بر ایجاد معضلاتی نظیر شد جمعیت در برخی شهرهای محدود، توزیع ناعادلانه امکانات، ترافیک و ... ، در مواقع بحرانی (بروز حوادث طبیعی و یا حملات دشمن) تهدیدی اساسی برای بقای نظام سیاسی تلقی می شود. با از بین رفتن بخش عمده ای از این مراکز حکومتی، کشور در آستانه یک تهدید حیاتی قرار خواهد گرفت.

وجود شبکه های ارتباطی

در کلان شهرها، مبادی ارتباطی نظیر جاده ها و شبکه راه آهن، به مثابه رگ حیات آن شهرها محسوب می شوند و آسان ترین و کوتاه ترین مسیر برای رسیدن به مرکز شهر (و پایتخت به عنوان اصلی ترین شهر کشور) می باشند. بنابراین، حایز

اهمیت استراتژیکی هستند. از این رو، دقت و حساسیت در سیستم های کنترلی و دفاعی ورودی های این مبادی بسیار پراهمیت است. در واقع؛ باید بتوان پاسخ این پرسش را به طور حساب شده داد که در صورت عملی شدن قصد دشمن فرضی برای حرکت به سمت یکی از شهرهای کلیدی از طریق یکی از شبکه های ارتباطی، چه تدابیر و اقداماتی برای جلوگیری از حرکت دشمن درنظر گرفته شده است. شبکه های ریلی نیز بسیار مهم هستند. به خصوص اگر از آن برای حمل و نقل مواد خطرناکی نظیر سوخت و مواد منفجره به شهرهای بزرگ و یا پایتخت استفاده شود. انفجار چنین محموله ای ]خواه عمدی (خرابکاری داخلی یا حمله خارجی) یا غیرعمدی (اتفاق، برخورد دو قطار و ...)[ ضایعه ای جبران ناپذیر ایجاد خواهد کرد.

اهمیت فرودگاههای کشور نیز بسیار زیاد است. فقدان تدابیر امنیتی دفاعی در پیرامون فرودگاهها نیز می تواند ضربات جبران ناپذیری را وارد آورد. فرودگاهها از جمله اماکنی هستند که دشمن می تواند با استفاده از آن در حداقل زمان به عمق استراتژیک کشور نفوذ کند.

منابع تهدیدها

اساساً تهدیدها به واسطة ماهیتشان، نه موضوع شناخت، بلکه موضوع تعریف و بازتعریف هستند. در شرایط کنونی، نظم و نسق های پیشین در روابط نامتقارن بین مؤلفه های قدرت در هم فرو رفته و تهدیدها از تلوّن و چندگانگی برخوردار شده اند. از این رو، می توان در کنار تهدیدهای سنتی نظیر تهدیدهای معطوف به اهداف / ارزشها/ منافع/ هویت ملی، تهدیدات ناظر بر مؤسسات و تأسیسات حیاتی را مورد شناسایی قرار داد (Terriff, 1999). اگر خصیصه تهدیدات سنتی، نشئت گرفتن آنها از کنش یا واکنش بازیگران عرصة روابط بین الملل بود، ویژگی تهدیدهای نوظهور آن است که در برخی موارد، خارج از کنش، خواست و اراده نوع انسان است. بدین معنی که «تأسیسات حیاتی» که برای تمامی حکومتها واجد اهمیت استراتژیک می باشد، ضمن احتمال تهاجم از سوی دشمن بیرونی، ممکن است بر اثر وقوع حادثه ای طبیعی نیز نظیر زلزله از بین بروند. اهمال و بی توجهی نسبت به این موضوع، غفلتی استراتژیک خواهد بود؛ چرا که در بعضی موارد،

حوادث طبیعی خساراتی در سطح مصائب جنگ بر دولتها تحمیل کرده اند.

بعد از بیان مطالب مقدماتی فوق، باید به این نکته اشاره کرد که تهدیدها در محیطهای شهری پیچیدگی های فراوانی دارند. به بیان روشن تر، علی رغم آنکه ظاهراً سطح تهدیدها دچار تنزل شده و از ماهیتی «ملی» برخوردار نیستند، ولی با توجه به نقش و جایگاه شهرها در جنگ مدرن امروز، اعتقاد به این دیدگاه محل تأمل است.

ازجمله مباحث نوین در ادبیات استراتژیک، جنگهای نامتقارن (Asymmetric Warfare) است. این اصطلاح که از سال 1997 مورد استفاده قرار گرفته، دارای مؤلفه هایی از جمله محیط نامتقارن (Asymmetric Environment) است

(Metz, 2000, p.40). فهم این محیط، مستلزم توجه همزمان به تأثیرگذاری مستقیم و غیرقابل چشم پوشی پیشرفتهای فن آورانه در عرصة تجهیزات و تسلیحات نظامی و اهمیت مقوله قدرت افکنی (Power Projection) می باشد. در واقع؛ تحت تأثیر این عوامل است که محیط نامتقارن دلالت بر گستره بسیار وسیعی از فضاها برای اعمال تهدیدهای نامتقارن و مآلاً بروز جنگهای نامتقارن دارد. از جمله مهم ترین این فضاها، شهرها هستند. (Blank, 2003, p.4)

همان گونه که اشاره شد دفاع از شهرها به دلایل گوناگون از جمله استقرار اکثر اهداف سرزمینی (Homeland Objectives) در مناطق شهری، ضروری است. منظور از اهداف سرزمینی آن دسته از اهدافی است که درون سرزمین خودی مورد تهاجم و حملات جنگهای نامتقارن یا متقارن قرار می گیرد. روشن است که این اهداف، احتمال دارد اهدافی باشند که در شمار زیرساختهای حساس یا حیاتی قرار نگیرند. ولی از آن جا که تهاجم به آنها موجب وارد آمدن حجم زیادی از آسیبهای مادی می شود، می تواند دولت حاکم را در شرایط بحرانی قرار دهد. (مکنزی، 1382، ص 18-12)

اصل اساسی در وقوع جنگهای نامتقارن، بهره برداری طرف مقابل از نقاط ضعف یا غفلتهای استراتژیک کشور هدف است. بنابراین اگر برای شهرها تدابیر مناسبی تعبیه نشود، می تواند به مثابه هدفی مناسب، مورد آسیب قرار گیرند. تخریب تأسیسات و نهادهای شهری علاوه بر تبعات و پیامدهای مادی، می تواند

تأثیر بسیار مخربی بر اراده و روحیه جمعیت کشور داشته باشد.

علاوه بر آنچه بیان شد، در رابطه با این مباحث می توان به نظریاتی اشاره کرد که در آنها سیر تطور جنگها در قالب چهار نسل مورد بررسی قرار گرفته است. مشخصه اصلی جنگهای نسل چهارم، باز و گسترده بودن میدان جنگ است. به عبارتی؛ در این جنگها همة جامعة طرف مقابل ممکن است به عنوان صحنه نبرد تلقی شود. پرواضح است یکی از اصلی ترین مناطق که می تواند به صحنه نبردهایی از نسل چهارم جنگها تبدیل شود، شهرها هستند. در واقع؛ اهمیت یابی شهرها، به واسطه آن است که حمله به مناطق شهری می تواند دارای تأثیرات استراتژیک باشد. (Lind, April 2003)

با اشاره به این موضوع که شهرها می توانند محل تجلّی شکاف نسلها، جرایم سازمان یافته، تضاد طبقاتی، تبعیضات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و انتظارات فزاینده و نیز هستة اصلی تصادم خرده فرهنگها، سنت و نوگرایی، رقابتهای سیاسی و ... باشند، پی بردن به ظرفیت و چندبعدی و متراکم بودن لایه های تهدید در شهرها، چندان دشوار نمی باشد. علاوه بر آنچه بیان شد، تمرکز منابع و شاخصهای قدرت (در ابعاد مختلف) نیز حساسیت و اهمیت شهرها را مضاعف کرده است.

با توجه به مطالب عنوان شده، در ادامه به منابع تهدید پرداخته می شود، که به نوعی تهدیدکنندة شهرها نیز تلقی می شوند. منابع اصلی تهدید دو نوع است:

1. طبیعی (نظیر زلزله، سیل و ...)

با وجود آنکه در اغلب موارد در تجزیه و تحلیل مفهوم تهدید، فعل یا کنش یک بازیگر ذی شعور در ذهن انسان تداعی می شود، ولی به زعم اندیشه گرانی همچون ماندل (Mandel):

«... امکان دارد برخی ... تهدیدها، حاصل برنامه ریزی تجاوزکارانه آگاهانه، عقلانی و عمدی توسط دشمن ملی مشخص، نباشد ... » (ماندل،1377، ص 63)

به نظر می رسد تهدیدهای ناشی از عوامل طبیعی را می توان از جمله این موارد قلمداد کرد.

هر چند برخی از کشورها درصددند با استفاده از فن آوری های پیشرفته،

نیروهای طبیعت نظیر باد، باران (سیل)، زلزله و ... را در کنترل خود درآورند و به عنوان سلاح علیه دشمنان خود مورد بهره برداری قرار دهند (لاکست، 1367، ص 20)، ولی اساساً منابع طبیعی تهدید، ویژگی هایی دارد که با شناخت آنها می توان ضریب امنیت در قبال این تهدیدها را بسیار افزایش داد. به بیان دیگر، تهدیدهای طبیعی تا حد زیادی قابل پیش بینی، مهار و مدیریت می باشند. برای مثال، راهکار مقابله با سیل، جلوگیری از ساخت و ساز در کنار مسیل و محل عبور سیل و ایجاد پوششهای لازم گیاهی است. خطر زلزله نیز با مقاوم سازی بناها و ممانعت از ساخت و ساز بر روی گسلهای جوان تا حد زیادی کاهش می یابد.

2. مصنوعی (مانند تهاجم دشمن خارجی، جنگ داخلی و ...)

برخی از تهدیدهای مصنوعی معلول پیشرفت تمدن و گسترش صنایع ساخته دست انسان هستند که بعضی از آنها غیرعمد و ناخودآگاه سانحه می آفرینند. آسیب برخی از این سوانح مانند آلودگی محیط زیست، بطئی می باشند، درحالی که آسیب برخی دیگر مانند انفجار انبارهای مهمات، کارخانه های شیمیایی، تخریب نیروگاه های اتمی، آنی است. گروه دیگری از این تهدیدها (درگیری انسانها)، عمدی و برنامه ریزی شده هستند که می تواند در مقیاسهای مختلف (گسترده یا محدود، متقارن یا نامتقارن و ...) اتفاق بیفتد و منشأ آنها داخلی (جنگ داخلی یا خرابکاری) یا خارجی باشد. بررسی تجربیات اخیر ناشی از جنگ خلیج فارس در سال 1991، تهاجم آمریکا و متحدانش به عراق در سال 2003 و تجاوز اخیر رژیم صهیونیستی به لبنان به خوبی مؤید این نکته است که مرحله نخست تجاوز به کشورها، حملات گسترده و پر شدت به مراکز حساس و حیاتی نظامی/ غیرنظامی کشورحریف می باشد.

دفاع شهری

دفاع که قدمتی همپای امنیت و هراس/ تهدید دارد، از جمله اساسی ترین دغدغه های انسان قلمداد می شود. از بدو درک مخاطره، دستیابی به ابزار، سازوکار و شیوه های مناسب دفاعی، موردنظر بشر بوده است. همبسته با تغییر و تحولات اجتماعی اقتصادی، پیشرفت فن آوری ها و انباشت تجربه تمدنی، مفهوم، مؤلفه ها و روشهای دفاع نیز مورد بازنگری قرار گرفته اند. نگرش تاریخی و تأمل در فرایند

اقدامات و فعالیتهای انجام شده در راستای دفاع از شهرها ما را به آگاهی از تحولی مهم در این مقوله رهنمون می سازد. در آغاز این روند تحول، دفاع از خود شهر در اولویت قرار داشت. کشیدن حصار و دیوار به دور شهرها یا حفر خندق، مصداق بارز این دوران به شمار می آیند. با افزایش دانش بشری که منجر به تکامل و پیشرفت عرصه های گوناگون و از جمله دفاع شهری شد، در کنار دفاع از شهرها، حفاظت از تأسیسات و سازه های شهری (در برابر تهاجم بیرونی و بلایای طبیعی) نیز حایز اهمیت فراوان شد. (Ashworth, 1987, pp.17-51)

به منظور پرهیز از مباحث کم اهمیت و نیز گرفتار نشدن در بررسی سیر تطور شیوه ها و ابزار دفاع، نگارنده در راستای تبیین دفاع شهری، از زاویه ای دیگر موضوع دفاع را مورد مداقه قرار می دهد.

دفاع شهری مفهومی است از ترکیب دو واژه «دفاع» (که به نوعی مقولة ایمنی را نیز در خود مستتر دارد) و «شهر». شهر مجموعه ای از اجزاست که در تعامل متقابل با هم هستند. شهر را باید موجودی زنده تصور کرد و برای دوام و قوام آن (که دربرگیرنده دفاع نیز می شود) برنامه هایی را طراحی نمود که مانع بروز مخاطره و یا حداقل، کنترل پیامدهای آن شود.

دفاع شهری وضعیتی است که به واسطه برقراری امور ذیل حاصل می شود:

محافظت از محیط فیزیکی شهری؛

به حداقل رساندن میزان آسیب پذیری شهرها؛

پیشگیری از وقوع مخاطرات علیه امنیت شهرها.

دفاع شهری محصولی است که در فرایند ایجاد آن ترکیبی از سخت افزارها و نرم افزارها به نقش آفرینی می پردازند. با توجه به آسیب پذیری فراوان شهرها که احتمالاً می تواند لطمات قابل توجهی را بر پیکرة بقای نظام وارد کند و با در نظر گرفتن مقدّم بودن اصل «پیشگیری»، نویسنده، تأمین دفاع شهری را با استفاده از روشی که در ادامه ذکر خواهد شد، مطلوب و بهینه می داند.

اساساً مقوله دفاع به دو گونه عمدة «عامل» و «غیرعامل» تقسیم می شود.

دفاع عامل

ابزار و فن آوری های مناسبی که می توان با تکیه بر آنها مقابل انواع تهدیدها از

جمله تهاجم نظامی (هوایی، دریایی و زمینی) را گرفت، درحوزه دفاع عامل قرار می گیرند. به عبارت بهتر، دفاع عامل، دفاعی است که از ترکیب سخت افزارها و نرم افزارهای متعارف نظامی حاصل می شود و نیاز به مدیریت، تخصص و به کارگیری ابزار، تجهیزات و فن آوری های پر هزینه دارد.

دفاع غیرعامل

نوع دوم دفاع، دفاع غیرعامل است که خاستگاه آن پیامدهای تهاجم اتمی ایالات متحده به شهرهای هیروشیما و ناکازاکی می باشد.

دفاع غیرعامل به معنای دفاع به وسیله ابزار و شرایط (بدون نیاز به عامل انسان) است. بنابراین، ابزار و شرایط در این نوع دفاع، نقش اصلی را ایفا نموده و در لحظات بحرانی نیاز به گرداننده و یا کاربر به عنوان نیروی انسانی ندارند؛ لذا، می توان در شرایط عادی به برنامه ریزی، طراحی و اجرای این گونه از دفاع اقدام کرد. در واقع؛ دفاع غیرعامل به معنای دفاع با کمترین مدیریت است.

جنگ خلیج فارس در سال 1991 نمونه مناسبی برای اثبات کارآمدی دفاع غیرعامل می باشد. در این جنگ، ایالات متحده و نیروهای ائتلاف علی رغم 42 روز نبرد هوایی و 108 هزار سورتی پرواز و با وجود برخورداری از حس گرهای بسیار پیشرفتة الکترونیکی در عرصه شناسایی و همچنین استفاده گسترده از امکانات ماهواره ای، نتوانستند 22 هلی کوپتر عراقی را که درنخلستانهای جنوب عراق پنهان و استتار شده بودند، شناسایی کنند. پس از اتمام جنگ، این هلی کوپترها سالم به دست مجاهدین افتاد.

با توجه به اینکه تهدیدهای طبیعی اغلب به طور ناگهانی بروز می یابند و تهدیدهای مصنوعی نیز در بیشتر موارد (تهاجم اولیه دشمن فرضی به شهرها یا آغاز مرحله نوینی ازتهاجم شهرها نظیر حملات هوایی و موشکی) به طور غافلگیرکننده ای رخ می دهند و موجب شوک اولیه می شوند، از این رو، دفاع غیرعامل مجموعه تمهیداتی است که انسان را در محیط شهری در برابر این شوک در امان نگه می دارد.

در بحث دفاع غیرعامل، موضوع روحیه و انگیزه، جایگاه مهمی دارد. اگر مردم کشوری نسبت به اهداف اعلامی از سوی حاکمان خود تردید داشته و به

آنها ایمان و باور نداشته باشند، طبیعی است که در برابر تهدیدها/ تهاجمات کمترین مقاومت را خواهند داشت. هر چند با بهره گیری ازبرخی تکنیکهای روانی می توان روحیه دفاعی افرادجامعه را تقویت کرد ولی اصل، درونی بودن انگیزه قوی در بین مردم است. بنابراین، هرچه روحیه دفاعی بالا باشد، مقاومت بیشتر شده و هزینه/ امکانات کمتری مورد نیاز خواهد بود. بر اساس آنچه گفته شد می توان این نکته را نیز استنباط کرد که هرچه ظرفیت فرهنگی و اجتماعی کشور بالا باشد، هزینه دفاع ملی تقلیل می یابد.

اصول دفاع غیرعامل

1. اختفا: به معنای پنهان شدن از دید و ضربه دشمن است و به تعبیری، عدم حضور در محدودة حضور و مانور می باشد. اساس اختفا، شناخت، استفاده و استقرار درست در محیطهای طبیعی و مصنوعی به منظور حفاظت در مقابل شناسایی و دشوار کردن هدف یابی دشمن است. چهار روش اختفا عبارتند از: پنهان سازی، همرنگ سازی، اختلال و تغییر چهره.

2. استتار: به مفهوم همگونی و همرنگی با محیط جهت اخلال در دید یا ناتوان کردن دشمن در شناسایی و تشخیص درست است. هدف اصلی از استتار، جلوگیری از ردیابی و آشکارسازی است. در برخی موارد تنها با ممانعت از تشخیص صحیح هدف از سوی دشمن، می توان به موفقیت رسید.

3. دسترسی ها: عواملی را شامل می شود که از یک سو امکان دسترسی نیروهای خودی را فراهم کنند و از سوی دیگر، مانع دسترسی دشمن به اهداف نظامی شوند.

پراکندگی : چیدمان صنایع، تأسیسات و مراکز مهم را در پهنة وسیعی از سرزمین یا منطقه، پراکندگی گویند. این اصل در کاهش خسارات ناشی از ایراد ضربه تخریبی دشمن یا وقوع حوادث طبیعی بسیار مؤثر است. در بعد نظامی نیز آسیب پذیری هدف را از طریق کاهش تمرکز و کم اهمیت جلوه دادن هدف، تقلیل می دهد. توجه به اصل پراکنده سازی و تلفیق آن با تحرک

1. و فریب، عدم قطعیت دشمن را در رابطه با موقعیت واقعی هدف و مکان یابی آن افزایش می دهد. این نکته دشمن را وادار به تحقیقات بیشتری می کند که خود مستلزم زمان و منابع اطلاعاتی بیشتری خواهد بود. در پراکنده سازی، دشمن را وادار می کنیم با منابع محدود در میان اهدافی به مراتب کم اهمیت تر، جستجو کند.

2. عوامل فریب: عوامل و ابزاری را گویند که با استفاده از آنها بتوان دشمن را در شناسایی اهداف دچار اشتباه یا توجه وی را از یک هدف منحرف کرد. فریب دارای دو نوع اساسی ابهام آمیز (Ambiguous Deception) و منحرف کننده (Misdirecting Deception) است. فریب ابهام آمیز از سویی موجب افزایش سردرگمی در پردازش اطلاعات شده و از سوی دیگر، اثربخشی هدف یابی دشمن را از طریق اضافه کردن گزینه های دروغین به تصمیمات هدف گیری آنها، کاهش و در نتیجه، احتمال مورد هدف قرار گرفتن نیروهای خودی را تقلیل می دهد. در فریب منحرف کننده با متقاعد ساختن دشمن در باور یک هدف دروغین، او را در هدف یابی به خطا انداخته و در نتیجه، حملات موشکی و هوایی دشمن به صورت ناقص یا بی اثر انجام خواهد شد.

آمایش سرزمینی

از دیگر ارکان دفاع شهری، آمایش سرزمینی (Spatial Planning) است (عندلیب، 1380). اندیشة آمایش سرزمینی در کشور فرانسه و با مشاهده و بروز عدم تعادل در توزیع جغرافیایی جمعیت، فعالیت و خدمات و همزمان با پیدایش تفکر برنامه ریزی شهری به منظور بازسازی کشور پس از پایان جنگ جهانی دوم ظهور کرده است.

کارکرد آمایش، ساماندهی فضای سرزمینی ، (اصلاح یا) جلوگیری کردن از ایجاد ناموزنی و از ریخت افتادگی فضای زیست افراد جامعه و به تبع آن، ممانعت از بروز مخاطرات ناشی از پراکندگی یا تمرکز و ایستایی یا تحرک بی برنامه و فاقد استراتژی و ناهمگن با سطوح مختلف و ناهمخوان با سیاست کلی توسعه کشور می باشد. به عبارتی، سازماندهی هماهنگ و دارای نظم و نظام

فضای حیاتی کشور در چارچوب سیاستهای کلی محوری، توسعه درازمدت همه سونگر اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و کالبدی در چارچوب منطقه بندی و تقسیمات کشوری و ضروریات دفاعی است. (مؤمنی، 1381، ص 10)

آمایش سرزمینی دارای دو بُعد توسعه ای و دفاعی می باشد. نظر به اهمیت و جایگاه ویژه بخش دفاع، ضروری است که ابتدا بعد دفاعی آمایش سرزمینی موردنظر قرار گیرد. در کشورهای اروپایی نیز مفهوم آمایش سرزمینی ابتدا مفهومی دفاعی دارد و سپس مفهوم توسعه ای پیدا می کند. بدین معنی که قبل از ساخت سد، بزرگراه، نیروگاههای اتمی و ... ، موضوع در کمیته های نظامی و دفاعی مطرح و پس از اخذ موافقت مسئولین نظامی، نسبت به ساخت آنها اقدام می شود. در ساخت چنین تأسیساتی، نیروهای نظامی کارآمد و علمی نیز مشارکت داشته و همه عوامل دفاعی را از نظر پدافند و آفند مدنظر قرار می دهند. برای مثال، در بحث دفاع شهری پیشنهادهایی را مبنی بر حفظ شهرها از آسیب زیاد بمبارانهای شدید، اصابت موشک، ... و نیز حوادثی نظیر سیل و زلزله و ... ارائه می دهند. در این رابطه می توان به موضوع به زیر زمین بردن مراکز حساس و حیاتی شهری (همچون توربینهای اصلی برق، گاز، مخابرات، و آب و ...) اشاره کرد که برای فریب دشمن، نوع کاذب آن را در سطح زمین قرار می دهند، در حالی که کار اصلی به وسیله دستگاههای زیرزمین انجام می شود. (چوخاچی زاده، 1381، صص 9-89)

آینده پژوهی

یکی ازروشهای مکمل برای افزایش کارآیی دفاع غیرعامل و آمایش سرزمینی آینده پژوهی (Future Study) است. همان گونه که در نمودار ذیل مشخص است آینده پژوهی، مقدمه پیشگیری تلقی می شود و موفقیت آن در گرو رسیدن به تخمینی واقعی از شرایط بحران و بروز تهدیدهاست (Slaughter, 1996). با توجه به گستردگی محیط شهری، در انجام چنین برآورد و محاسبه ای باید از رایانه و تکنیکهایی همچون شبیه سازی (Simulation) بهره گرفت. شبیه سازی به تصمیم گیرندگان کمک می کند تا در فضای مجازی (Virtual Space) و در شرایطی به ظاهر واقعی قرار گرفته و بتوانند با ابعاد و گستره بحران آشنا شده، با شناختی بهتر سیاستگذاری کنند.

مطلب دیگری که می توان از این نمودار استنباط نمود آن است که باید به مرحله پیش از بروز تهدیدها که ربط وثیقی با دفاع غیرعامل و آمایش سرزمینی دارد، توجه ویژه ای داشت. اگر سیستمی در این مرحله نتواند به نتایج مشخص برسد و عملکرد ناموفقی داشته باشد، به احتمال فراوان توان مدیریت و کنترل امور را در حین بروز تهدید نخواهد داشت و پیامدهای بعد از بروز تهدید نیز با نرخی تصاعدی افزایش می یابد. تجربه نشان داده است در این شرایط، تصمیمات سطحی و عجولانه اتخاذ می شوند، که این امر خود می تواند بحران ساز شود. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان مدیریت بی نظم تهدیدها و مخاطرات بروز یافته، می تواند هزینه هایی بیش از خود حادثه داشته باشد. (An Overview ..., 1992)

نمودار دفاع شهری

به تصویر صفحه مراجعه شود.

الزامات دفاع شهری

دفاع از شهرها همواره مورد نظر شهرنشینان بوده و در اغلب مقاطع، سیاستهای مربوط به شهرسازی را تحت تأثیر قرار داده است. برای مثال یکی از دلایل قطر کم و متراکم بودن شکل شهرهای دوران ماقبل صنعتی شدن، مسئله حفاظت از آنها بوده است. در دوران معاصر نیز اکثر کشورها، استراتژی های مختلفی را در این راستا تدوین کرده اند که به عنوان نمونه می توان به تجربه اتحاد جماهیر شوروی اشاره کرد:

«شوروی ... در طول جنگ سرد تأکید زیادی بر دفاع شهری داشت. بر این اساس آنها در سطح کلان به دنبال محدود کردن تراکم جمعیت، توسعه شهرهای اقماری در اطراف شهرهای بزرگ بودند. در سطحی نازل تر؛ یعنی در فضای درونی شهر، آنها فعالیتهایی برای جایگزین کردن مواد شیشه ای بامواد سخت، استفاده از سقفهای ضدآتش، تقویت و استحکام سازه های ضعیف و ایجاد سپرهای حفاظتی برای برخی پایگاههای عمومی، لوله های آب و سیمهای برق و یا در خاک پنهان کردن آنها، انجام دادند. وجود سازه های اضافی و ذخیره سازی مواد نیز از شیوه های متعارف بود.» (کالینز،1383، ص 544)

بنابراین، امروزه با توجه به ارتقای جایگاه شهرها در فرایندها و تحولات کلیدی و تصمیم گیری های اساسی، نگرش صحیح به ابعاد دفاعی شهرها یکی از مشغله های ذهنی برنامه ریزان شهری می باشد (Ashworth, 1991). پیش از وورد به بخش ارائه راهکار، توجه به چند نکته ضروری است:

الف) تأکید اصلی این نوشتار بر استفاده از دفاع غیرعامل و آمایش سرزمینی به مثابه سازوکارهای مؤثر در دفاع شهری است. دلیلی اصلی گزینش این راهکارها، علاوه بر توجه به این اصل که کشوری که در زمینه دفاع عامل دارای ضعفهایی باشد باید از دفاع غیرعامل بیشتری استفاده کند، عدم نیاز به نقش آفرینی عامل انسانی در استفاده از این شیوه ها در شرایط بحرانی می باشد. البته پایین بودن هزینه کارست این مکانیسم ها و نیز مقرون به صرفه بودن آنها به لحاظ سنجش هزینه در قبال فایده، دیگر علت توصیه به بهره گیری از این روشها بوده است. در این بین باید به دو نکته مهم توجه جدی کرد که:

استحکامات و سایر مؤلفه های عملی دفاع غیرعامل و به کارگیری آمایش سرزمینی نباید باعث آسودگی خاطر دولتمردان شده و در آنها تصور بی نیازی از مدیریت دفاعی ایجاد کند.

بهره بردار تأسیسات دفاع غیرعامل حتی المقدور باید از امکانات به روز و نوین دفاع عامل استفاده کند. به بیان بهتر، این دو مکمل یکدیگر بوده و در کنار هم دارای بالاترین ضریب موفقیت و کارامدی خواهند بود.

ب) نکته بسیار اساسی دیگر، توجه به این نکته است که ویژگی اغلب تهدیدهای محیط های شهری، وقوع آنها در حداقل زمان ممکن می باشد. به عبارت بهتر؛ در بیشتر موارد، شهرها در مقابل تهدیدها، غافلگیر می شوند. در این شرایط فرصتی برای نشان دادن واکنش مناسب وجود نخواهد داشت. بنابراین، سرعت وقوع تهدیدها یکی از بهترین دلایل استفاده از تدابیر برخاسته از ملاحظات آمایش سرزمینی و دفاع غیرعامل است.

و اما توصیه هایی که به نظر می رسد برای دفاع شهری در برابر تهدیدهای طبیعی و مصنوعی لازم است و باعث افزایش مقاومت خواهد شد، به شرح ذیل ارائه می شود:

1 در مکان یابی برای احداث شهرهای جدید باید به دو نکته توجه کرد:

نباید شهرها را بر روی گسلها، به خصوص گسلهای جوان بنا کرد.

باید ملاحظات دفاعی را مدنظر قرار داد. طبیعت برخی از مناطق، دارای قابلیت دفاعی است. طبیعت، مهم ترین مانع دسترسی آسان دشمن به شهرها می باشد.

باید از سیستمهای اطلاعات جغرافیایی به عنوان ابزاری کارامد در برنامه ریزی و مدیریت شهری، در مواجهه با سوانح طبیعی و ... استفاده کرد. (آزموده اردلان و دیگران، 1378)

در طراحی تأسیسات حیاتی شهرها باید به اصول استتار (Camouflage)، اختفا (Concealment) و فریب (Deception) توجه کامل داشت. برای

1 مثال می توان ماکتی از تأسیسات واقعی را بر روی زمین و اصل آنها را در زیرزمین احداث یا تعبیه کرد.

2 در ساخت و ساز یا استقرار تأسیسات و سازمانهای شهری باید ملاحظات آمایشی را مدنظر قرار داد. بدین معنی که بایستی با پرهیز از تمرکزگرایی، اصل پراکندگی را محور تعیین کننده نحوه تقسیم آنها قرار داد. منافع حاصل از این سیاست بر هزینه های احتمالی ناشی از آن فزونی دارد.

3 در ساخت و ساز تأسیسات، بایستی انعطاف پذیری آنها را مورد توجه قرار داد. در صورت ایجاد تأسیساتی با قابلیت انعطاف پذیر در برابر لرزش و حرارت، ضریب آسیب پذیری آنها به شدت کاهش می یابد. این امر با حمایت از پروژه های تحقیقاتی مهندسان و طراحان داخلی امکان پذیر است.

4 در احداث تأسیسات حیاتی و مراکز مهم شهری، باید از مصالحی با ویژگی ضد رادار بودن یا ترکیبی از مصالح چوب، خاک و فلز استفاده شود.

5 به دلیل پرهزینه بودن ساخت استحکامات (سازه های مناسب در برابر زلزله، انفجار و ...) می توان و باید فضاهایی از ساختمان نظیر راه پله ها، راهروها، انبارها و ... را مستحکم تر و ایمن تر از قسمتهای دیگر طراحی کرد؛ به نحوی که در زمان بحران طبیعی (نظیر زلزله) و مصنوعی (همچون تهاجم نظامی) افراد بتوانند به راحتی در این فضاها پناه بگیرند. در ساختمانهای اداری نیز مکانهایی همچون: نمازخانه ها، کتابخانه ها و سالنهای پذیرایی باید از چنین قابلیتی برخوردار باشند.

در ساخت مجتمع های مسکونی و یا مراکز دولتی مهم باید سعی شود اصول آیرودینامیک رعایت شود. اساساً هر چه شکل ساختمان مطابق معیارهای آیرودینامیک (مانند اشکال کروی، تخم مرغی و ...) باشد، قادر است موج را از خود رد کند. همچنین می توان مانند ژاپن، سازه خود را به صورت متحرک طراحی کرد و ساخت که در آن صورت،

1 نیروی مخرّب تبدیل به حرکتی کنترل شده می شود.

2 با توجه به روند مهاجرت به شهرها و افزایش تراکم در سطح، بدلیل مؤثر در مقابل گسترش جغرافیایی شهرها که البته توأم با افزایش ایمنی نیز می باشد، بلندمرتبه سازی (با رعایت فاصله های استاندارد) است.

3 باید در ساخت و سازها از مصالح مرغوب استفاده کرد. سرمایه گذاری در ساخت کارخانه های تولیدکننده مصالح ساختمانی با فن آوری های مدرن می تواند راهکار قابل توجهی در این زمینه باشد.

4 در ایجاد استحکامات (نظیر پناهگاه)، انتقال تجهیزات ضروری موردنیاز در هنگام بحران و مقاوم سازی ساختمانهای در حال احداث و تأسیسات، باید اولویت را به مناطقی داد که بر روی گسلها احداث شده اند. توجه به این نکته بسیار حایز اهمیت است که استحکاماتی که سیستمهای تهویه و ضدگاز مطمئنی ندارند، در مقابل حملات جنگ افزارهای شیمیایی و میکروبی آسیب پذیرند (کالینز، 1383، ص 545) و در صورت ضرورت حضور بیشتر در این اماکن، مشکل آفرین خواهند بود.

5 در بحث ایمن سازی، میزان منابع موجود در مکانی که حفاظت از آن لازم است (نظیر تأسیساتی حیاتی، استحکامات و ...) بایستی با سطح مخاطراتی که آن محل را تهدید می کند، متوازن باشد. در این توصیه، استفاده بهینه از امکانات موجود، مهم ترین دغدغه است.

6 در معماری داخلی تأسیسات و ساختمانهای مسکونی و سازمانها باید به استفاده مطلوب از عناصر داخلی بنا، جهت جلوگیری یا کاهش پیامدهای حوادث طبیعی یا تهاجمات مصنوعی توجه داشت. این موضوع با ملزم کردن مهندسین به رعایت نکات مذکور، قابلیت عملی شدن دارد.

مبادی و مجاری دسترسی (سیستم حمل و نقل) شهری باید به گونه ای طراحی و ساخته شود که از یک سو مانع دسترسی آسان دشمن شده و از سوی دیگر، در مواقع بروز بحرانهای طبیعی شهروندان قادر باشند با استفاده از مسیرهای مختلف، سریع تر به محلهای امن برسند و یا امدادرسانی به آسیب دیدگان به سهولت امکان پذیر باشد. بهبود اصولی

1 داشته های موجود در کنار برنامه ریزی و اجرای سریع پروژه های جدید، تعبیه موانعی بر سر راه نفوذ و پیشروی دشمن احتمالی و ... از اقدامات مؤثر در این خصوص است. به نظر می رسد مناسب ترین الگوی طراحی مسیرهای جاده ای شهرها، الگوی ستاره ای باشد؛ بدین شکل که از یک مبدأ مشخص (مرکز شهر)، خروجی های متعددی به شکل بزرگراه تعبیه شده باشد. در این صورت، احتمال ترافیک کاهش یافته و مسئله تمرکز جمعیت که همواره مطلوب دشمن است، حل می شود.

2 یکی از موارد آسیب پذیری شهرها، دسترسی آسان دشمن به استفاده از برخی مجاری خاص است. برای مثال، اگر دسترسی به شهر یا شهرهای مهم از طریق مناطقی همچون کویر امکان پذیر باشد، این کریدور ورودی (کویر) می تواند از سوی دشمن مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین می توان با ایجاد موانعی طبیعی و مصنوعی، این گونه دالان ها را مسدود کرد. با آینده پژوهی، باید مسیرهای تهاجم احتمالی بیگانگان را شناسایی و پادگانهای دفاعی را (با کیفیتی عالی و امکاناتی پیشرفته) بر سر آن مسیرها و در فاصله ای معقول از شهر ایجاد کرد. هر چه این تأسیسات دفاعی بیشتر باشد، مؤثرتر خواهند بود؛ زیرا نه تنها راه دشمن را از هر سو می بندد و با عدم تجمع خود در شهر، مهاجمان را در اطراف شهر پراکنده می سازد، بلکه دشمن با تحلیل هزینه/ فایده ای بسیار سریع، در تهاجم به شهرها و کاربرد بمب که به قیمت بسیار زیاد تهیه می شود، دچار تردید خواهد شد.

3 یکی از حلقه های مهم زنجیره مقاوم سازی بناها و سازه ها (که برای ساختمانهای درحال احداث حداکثر 5 تا 10 درصدهزینه کل ساختمان، هزینه دارد)، سخت گیریهای اصولی بر سیستم و عوامل نظارتی بر ساخت و سازها می باشد.

استفاده از رسانه های جمعی به خصوص صدا و سیما در کنار گنجاندن برنامه های آموزشی جهت مقابله با حوادث طبیعی و تهدیدهای مصنوعی در برنامه هی نظام آموزشی مقاطع مختلف تحصیلی می تواند

1 در ارتقای سطح آگاهی جامعه و کاهش خسارتهای ناشی از حوادث و تهدیدها مؤثر باشد. (An Overview..., 1992)

2 همان گونه که در بحث ویژگی های شهر عنوان شد، شهر جزیی از پیکرة هویتی و در واقع؛ نماد و معرّف هویت و تمدن یک جامعه به شمار می آید. از این رو، لازم است درطراحی اجزای مختلف آن، اعم از خیابانها، معابر، پارکها و ... ، معیارها و مؤلفه های فرهنگی هویتی لحاظ گردد.

3 محل استقرار نیروهای مسلح به علت مؤثر بودن در انجام مأموریتهای محوله از مهم ترین مسائل آمایش دفاعی است. بسیاری از استقرارگاههای نظامی (پادگانها و مراکز آموزشی) در گذشته خارج از محدودة شهری قرار داشتند، اما امروزه با گسترش شهرها در داخل محدوده قرار گرفته اند و به عنوان یک هدف نظامی برای دشمن به حساب می آیند. توصیه می شود که این مراکز به خارج از شهر انتقال یابند.

4 تأسیس مرکز مطالعات آمایش سرزمینی و دفاع غیرعامل بایستی مورد توجه جدی قرار گیرد. این مرکز که زبدگان دانشگاهی در زمینه آمایش سرزمینی و دفاع غیرعامل، مسئولین و صاحب نظران دستگاهها و سازمانهای ذی ربط نظیر سازمان مدیریت و برنامه ریزی، وزارت دفاع، نیروهای مسلح، نیروی مقاومت بسیج، وزارت مسکن و شهرسازی، نظام مهندسی کشور و ... در آن حضور خواهند داشت، وظیفة ارائة دیدگاههای مشورتی و پیشنهادها و راهکارهای عملی و مناسب را به دولت و نظام تصمیم گیری کشور برعهده خواهد داشت.

5 استفاده از تاکتیک «دود» در مواقع بروز تهدیدهای نظامی، در اطراف مراکز مهم و تأسیسات حیاتی، می تواند در انحراف موشکهای مادون قرمز، تأثیر قابل توجهی داشته باشد. نیروهای بسیجی در رده های مختلف، از قابلیت لازم برای عملیاتی کردن این تاکتیک برخوردارند.

فرماندهان بسیج باید بعد از تدوین دستورالعمل های دفاع غیرعامل، این تدابیر را به نیروها آموزش دهند. به عبارتی، نیروها باید به منظور کسب توانایی سازماندهی و راهبری افراد غیرنظامی در هنگام خطر،

1 آموزشهای لازم را ببینند.

نیروی مقاومت بسیج و دفاع شهری

بسیج به تجربه ثابت نموده که در اجرای مأموریتهایش کارامدی فراوانی دارد مأموریتهای نیروی مقاومت بسیج را می توان به دو بخش تقسیم کرد:

1 «مأموریتهای ذاتی» که مأموریتهای مصوب محسوب می شوند.

2 «مأموریتهای همکاری» که شامل همکاری با ارگانها، نهادها و مسئولین می شوند.

با عنایت به مأموریتها و کارکردهای بسیج، باید به این واقعیت اذعان نمود که نیروی مقاومت بهترین مکمل نیروهای سه گانه مسلح و نیروی انتظامی کشور است. با این توضیح که وظایف، سازمان و ساختار و ارتباط افقی/ عمودی از یک طرف و درون/ برون بخشی نیروهای مسلح از طرف دیگر، شرایطی را ایجاد کرده که احتمال دارد در برخی از مواقع نظیر دفاع نقطه ای در شورشهای شهری آنها نتوانند حضور بهنگام داشته باشند.

در مجموع، ماهیت مردمی بسیج، موجب شده ظرفیت این نیروها در سطح بسیار بالایی باشد. ظرفیتی که در صورت تبدیل شدن به توانمندی، گره گشای بسیاری از مشکلات خواهد بود. بر اساس این واقعیت است که بسیج در طیف وسیعی از امور (از دفاع نظامی تا همکاری در اجرای طرح ملی واکسیناسیون) حضوری فعال و مؤثر داشته است.

این توانمندیها دقیقاً منطبق با نیازمندیهای دفاع شهری است. بنابراین در ملاحظات دفاع شهری بایستی نقش و جایگاهی ویژه ای برای نیروی مقاومت بسیج درنظر گرفته شود. در این رابطه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

نیروی مقاومت بسیج باید حضور و استقراری همه جایی داشته باشد.

مراکز و نواحی استقرار نیرو/ تجهیزات نیروی مقاومت باید متناسب با اصول دفاع غیرعامل معیّن گردند تا به راحتی بعد از فعلیت یافتن تهدیدها از بین نروند.

به منظور پیشگیری از غافلگیر شدن (به واسطه استفاده دشمن از سیستم های ارتباطی کشور نظیر فرودگاه، شبکه ارتباطی ریلی و

جاده ای)، نیروهای مقاومت بسیج باید در مبادی ورودی و خروجی به گونه ای مستقر شوند تا به لحاظ «تحرک» در وضعیتی قرار بگیرند که در حداقل زمان، حضوری مؤثر داشته باشند.

نتیجه گیری

شهرها اساساً به عنوان مراکز ثقل حکومت، در معرض تهدیدهای مصنوعی و طبیعی قرار دارند که بقای ساکنان آن را در معرض تهدید قرار می دهند. از این رو، در این مقاله تلاش شد تا چگونگی دفاع از شهرها مورد بررسی قرار گیرد.

یافته های نگارنده نشان داد که دفاع غیرعامل و آمایش سرزمینی از ظرفیتهای بسیار بالایی برای دفاع از شهرها برخوردارند. دفاع شهری بر اساس این دو شیوه (در کنار استفاده مناسب از دفاع عامل) باعث می شود:

نیروی انسانی به مثابه با ارزش ترین سرمایة کشور حفظ شود؛

به میزان قابل توجهی در خرید و نگهداری تجهیزات و تسلیحات پر هزینة نظامی صرفه جویی شود؛

آستانه تحمل ملی افزایش یابد. به عبارتی؛ افراد جامعه در برابر تهدیدها (به خصوص در بعد نظامی) مقاوم تر شده و فشارهای ناشی از بروز تهدیدها دیرتر ایجاد شود؛

آسیب پذیری تأسیسات حیاتی کشور کاهش یابد. در بعد نظامی، آسیب پذیری کمتر پالایشگاه اصفهان، سد و نیروگاه دز و ... در قبال حملات هوایی رژیم بعثی در خلال جنگ تحمیلی نمونه عینی این مطلب است.

نیروی مقاومت بسیج با ماهیت ویژه، انعطاف پذیری و ظرفیت بالا (به عنوان شروط لازم) می تواند یکی از ارکان مکمل دفاع غیرعامل و آمایش سرزمینی برای دفاع از شهرها قلمداد شود. شرط کافی، رسیدن به وضعیت عملکرد هوشمند است. بر اساس این وضعیت، نیروهای بسیج در مواجهه با شرایط تهدید باید به طور خودکار وظایف خود را انجام دهند. چنین وضعیتی مستلزم آموزشهای لازم و حفظ آمادگی (از طریق برگزاری مانورهایی در شرایط شبیه سازی شده) نیروهای بسیجی است.

منابع فارسی

1 آزموده اردلان، علیرضا و دیگران (1378)؛ سیستم های اطلاعات جغرافیایی، تهران، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح.

2 چوخاچی زاده مقدم، محمدباقر (1381)؛ ”آمایش و دفاع سرزمینی“، آمایش و دفاع سرزمینی، به کوشش مؤلف، تهران، انتشارات دانشگاه امام حسین(ع).

3 عسگری، محمود (1381)؛ مقدمه ای بر جامعه شناسی امنیت، فصلنامه راهبرد، شماره 26 (زمستان).

4 عندلیب، علیرضا (1380)؛ نظریه پایه و اصول آمایش مناطق مرزی جمهوری اسلامی ایران، تهران، دافوس سپاه.

5 کالینز، جان ام. (1383)؛ جغرافیای نظامی، عبدالمجید حیدری، تهران، دوره عالی جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

6 گیدنز، آنتونی (1378)؛ تجدد و تشخص، ناصر موفقیان. تهران، نشر نی.

7 لاکست، ایو (1367)؛ جغرافیا نخست در خدمت جنگ، مشهد، انتشارات آستان قدس.

8 ماندل، رابرت (1377)؛ چهره متغیر امنیت ملی، ترجمه ناشر، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی.

9 مکنزی، کنت (1382)؛ جنگ نامتقارن، عبدالمجیدحیدری و محمدتمنایی، تهران، دوره عالی جنگ دافوس سپاه پاسداران.

10 مؤمنی، مصطفی (1381)؛ ”جایگاه دفاع نظامی و غیرنظامی در آمایش سرزمین“، آمایش ودفاع سرزمینی، به کوشش محمدباقر چوخاچی زاده مقدم، تهران، دانشگاه امام حسین(ع).

11 مویر، ریچارد (1379)؛ جغرافیای سیاسی، ترجمه دره میرحیدر، تهران، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح.

English References

1 An Overview of Disaster Management (1992). Available at www.undmtp.orenglish/overview/pdf.

2 Ashworth, Gregory (1987). “Urban from and Defence Functions of Cities”, in Michael Baemond and Raymond Riley (ed.), The Georgaphy of Defence, London & Sydney, Croom Helm.

1 Ashworth, Gregory (1991). War and the City, London, Routledge.

2 Blank, Stephen (Sep 2003). Rethinking Asymmetric Threat, SSI.

3 Lind, William (April 2003). The Four Generations of Modern War, available at www.Counterpunch.or lind04232003.html.

4 Metz, Steven (2000). Armed Conflict in the 21the Century, SSI.

5 Moteff, John (ed.) (Jan 2003). Critical infrastructures: What makes on Infrastructure Critical, available at www.pennyhill. com/infrastructure.Y131556.html.

6 Nichiporuk, Brian (2000). “Demographics and the Changing National Security Environment”, Policy Brief, available at www.RAND.org.

7 Slaughter, Richard (ed.) (1996). New Thinking for a New Millennium, USA, Routledge.

8 Terriff, Terry (1999). Security Studies Today, NewYork, Blackwell.

کليه حقوق برای پرتال علوم انسانی محفوظ است